تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
ترجمه :

اشكال

سپس مرحوم شيخ طوسى فرموده‌اند : اگر اشكال شده و گفته شود : شما نيز انكار نداريد كه افراد مشار اليه باخبار مجرّد از قرينه عمل نكرده بلكه عملشان بخاطر اقتران اخبار به قراينى بوده كه ايشان را بر صحّت مضامين آنها رهنمود و دلالت نموده و اگر اين اخبار از قرائن نامبرده خالى و برهنه مىبودند ايشان نيز به آنها عمل نمىكردند . و وقتى چنين احتمالى در حقّ ايشان داده شد ديگر اعتمادى به عملشان نبوده و نمىتوان فعل ايشان را دليل بر حجّيت خبر واحد قرار داد .

جواب

در جواب اين اشكال گفته مىشود : قرائنى كه با خبر مقرون شده و دلالت بر صحّت آن دارد امور مخصوصه‌اى است كه بعدا ذكر خواهيم نمود و اشارتا مىگوئيم كه اين قرائن عبارتند از : كتاب ، سنّت ، اجماع ، تواتر و ما مىدانيم كه در تمام مسائلى كه علماء اخبار واحد را به كار برده و براى استخراج حكم آنها متمسّك به آنها مىشوند اين‌طور نيست كه جملگى مقارن با قرائن ياد شده باشند چه آنكه اخبار آحاد بيش از آنست كه بتوان آنها را احصا نمود و تمام در كتب و تصانيف و فتاواى ايشان موجود مىباشند و بسيار مستبعد است كه در تمام آنها قرينه وجود داشته باشد بدليل آنكه در تمام آنها از قرآن كه يكى از قرائن نامبرده است نمىتوان استفاده كرد زيرا حكمى را كه خبر برآن دلالت دارد چه‌بسا نه در صريح قرآن بوده و نه در فحوا و معناى آن نهفته است . چنانچه سنّت متواتره نيز همچون قرآن بوده و صلاحيّت آن را ندارد كه در تمام اخبار آحاد از آن بعنوان قرينه استفاده كرده باشند زيرا در اكثر احكام سنّت متواتره مفقود بوده بلكه مىتوان گفت اساسا وجود تواتر در مسائل معدود و منحصر است . و امّا اجماع نيز همين‌طور بوده و در تمام موارد اخبار آحاد بعنوان قرينه مورد