تشبيه به دستهجات متعدّدى تقسيم شدهاند چنانچه برخى از ايشان در حقتعالى به تجسّم و حركت و حلول در اجسام قائل شدهاند نظير غلات شيعه ، و بعضى از آنها گفتهاند :
خداوند جسم است امّا نه همچون اجسام ديگر ، مركّب است از گوشت و خون امّا نه مانند لحوم و دماء اجسام و افزودهاند كه حضرتش سبحانه و تعالى داراى اعضاء و جوارح است و همچون بندگان مصافحه و ملامسه داشته و با مخلصين از عبادش معانقه دارد چنانچه مشبّهه از حشويه و كراميّه به اين خرافات و لاطائلات قائلند .
قوله : و المقلّدة : فرقهاى هستند كه تقليد در اصول را همچون فروع جايز مىدانند .
قوله : و الغلاة : كسانى هستند كه درباره خصوص ذوات مقدّسه اهل بيت عصمت و طهارت مقالاتى منكر قائلند كه با آن خود را مورد سخط و غضب الهى قرار دادهاند چه آنكه صفات خاصّ واجب تعالى همچون خالقيّت ، احياء ، اماته و امثال اين امور را اثبات كردهاند .
قوله : و الواقفيّة : دستهاى از شيعه بوده كه بر حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام توقّف كرده و امامت بقيّه ائمّه را قائل نيستند حتّى شهادت حضرت امام هفتم عليه السّلام را منكر و معتقدند مهدى موعود ايشان مىباشند .
قوله : و الفطحيّة : كسانى هستند كه گمان كردهاند امامت از مولانا الصّادق عليه السّلام به فرزند ذكور ارشد ايشان يعنى عبد اللّه افطح كه برادر اسماعيل است منتقل شده و وى امام پس از حضرت است .
قوله : عند من اوجب العمل به : ضمير در « به » به خبر واحد راجع است .
قوله : و ذلك يدلّ على جواز العمل الخ : مشار اليه « ذلك » عمل بخبر رواتى است كه عملا نيز به جبر و تشبيه و غير اين دو معتقدند مىباشد .
متن : فامّا ما يرويه العلماء المعتقدون للحقّ فلا طعن على ذلك به .
و امّا ما يرويه قوم من المقلّدة فالصّحيح الّذى اعتقده انّ المقلّدة للحقّ و إن كان مخطئا فى الاصل معفوّ عنه و لا احكم فيهم به حكم الفسّاق و لا يلزم على هذا ترك ما نقلوه .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 802
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٠٢