تأمّل به آن عمل مىشد .
پس حجّيت خبرين متعارضين در اين احاديث از خارج و جاى ديگر مسلّم بوده است و با اين احاديث نمىتوان اصل حجّيت را اثبات كرد چنانچه مقصود مستدلّين همين مطلب است .
شرح مقصود حاصل فرموده مصنّف ( ره ) اينست كه :
باخبار مذكور نمىتوان اثبات حجّيت خبر واحد نمود زيرا مورد اين احاديث اخبار و رواياتى است كه حجّت بودن آنها بدليل ديگرى ثابت و مسلّم شده منتهى چون با هم متعارض واقع شدهاند در اين احاديث سؤال از تعيين حجّت از بين حجج و تشخيص دليل از بين ادلّه مىباشد .
و به عبارت ديگر :
مورد بحث ما و مقصود از طرح سخن در اينجا اثبات اصل حجّيت است نه تعيين آن بعد از ثبوت حجّيت و اخبار مزبور براى امر دوّم قابل استناد هستند نه مطلب اوّل كه مورد بحث ما است .
متن : نعم ، رواية ابن مغيرة تدلّ على اعتبار خبر كلّ ثقة .
و بعد ملاحظة ذكر الاوثقيّة و الاعدليّة فى المقبولة و المرفوعة يصير الحاصل من المجموع اعتبار خبر الثّقة بل العادل .
لكنّ الانصاف انّ ظاهر مساق الرّواية انّ الغرض من العدالة حصول الوثاقة فيكون العبرة بها .
ترجمه :
استدراك بلى ، روايت ابن مغيره دلالت بر معتبر بودن هر خبر ثقهاى دارد و پس از ملاحظه ذكر اوثقيّت و اعدليّت در مقبوله عمر بن حنظله و مرفوعه زراره حاصل از مجموع احاديث گذشته اين مىشود كه خبر ثقه بلكه خبر عادل حجّت و معتبر مىباشد .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 760
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٦٠