حاكمين است وجود دارد و به واسطه آن رأى و قول حاكمى كه برطبقش حكم نموده بر ديگرى مقدّم مىشود .
شرح مقصود قوله : و امّا السّنّة : مرحوم صاحب اوثق فرموده است :
اوّلين كسى كه به اين احاديث جهت حجّيت خبر واحد تمسّك نموده مرحوم فاضل تونى است و قبل از ايشان تا آنجائىكه ما مطّلع هستيم احدى از علماء در اين استدلال بر ايشان سبقت نگرفته است .
و جهت عدم استدلال يا اينست كه اعتقاد ايشان بر آنست كه در اخبار دليلى بر حجّيت خبر واحد وجود ندارد يا وجهش آنست كه از التفات به آنها غفلت نمودهاند .
قوله : منها ما ورد فى الخبرين الخ : وجه استدلال به اين طائفه از اخبار اينست كه در يكى از فقرات آنها اين مضمون وجود دارد كه در صورت تساوى دو خبر رجوع به تخيير شده و در صورت وجود مرجّح به آنكه واجد ترجيح است اخذ مىشود .
پرواضح است كه ترجيح بين دو حجّت يا بيشتر اعتبار و لحاظ مىشود و همچنين تخيير فرع معتبر بودن طرفين آن مىباشد و چون هركدام از ترجيح و تخيير در اين احاديث موردش اخبار واحد مىباشد لاجرم بنفس اين اخبار بر حجّيت اخبار آحاد مىتوان تمسّك نمود .
متن : و مثل رواية غوالى اللّئالى المرويّة عن العلّامة المرفوعة الى زرارة ، قال :
يأتى عنكم الخبران او الحديثان المتعارضان فبايّهما نأخذ ؟
قال : خذ بما اشتهر بين اصحابك و اترك الشّاذّ النّادر .
قلت : فانّهما معا مشهوران ؟
قال : خذ باعدلهما عندك و اوثقهما فى نفسك .
[ روايت دوم ]
ترجمه : و نيز مانند روايتى كه در كتاب غوالى اللّئالى است كه از مرحوم علّامه بطور مرفوعه تا زراره نقل شده در اين روايت زراره محضر امام عليه السّلام عرض مىكند :
از شما دو خبر يا دو حديث متعارض بما رسيده به كداميك اخذ و عمل نمائيم ؟