تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
ترجمه :

ايرادات و اشكالات مرحوم مصنّف به استدلال به آيه سؤال

مرحوم مصنّف در مقام ايراد به اين سؤال مىفرماين : اگر استدلال براى حجّيت خبر واحد به ظاهر آيه باشد بايد گفت ظاهر آن به مقتضاى سياقش دلالت دارد كه از آن علماء اهل كتاب اراده شده است چنانچه از ابن عبّاس و مجاهد و حسن و قتاده اين‌طور نقل شده است چه آنكه در سوره نحل آيه چنين ذكر شده است :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ .
يعنى : و ما پيش از تو اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نفرستاديم مگر مردانى را كه به ايشان وحى نموديم ، پس اگر نمىدانيد اين معنا را از اهل دانش بپرسيد . و اگر با قطع‌نظر از سياق آن آيه مطرح نظر و مورد استدلال است پس در استدلال مزبور سه اشكال و ايراد وارد است بشرح زير :

اشكال اوّل

در اخبار مستفيض اين‌طور آمده كه اهل ذكر وجود مقدّس ائمّه عليهم السّلام مىباشد چنانچه مرحوم كلينى در كتاب اصول كافى بابى را به اين معنا اختصاص داده است . و مرحوم امين الاسلام طبرسى در مجمع البيان از مولانا على بن ابى طالب عليه السّلام روايتى را به همين مضمون بطور مرسل نقل كرده است . البتّه برخى از مشايخ و اساتيد ما اين اخبار را به واسطه ضعف سند ردّ نموده و فرموده‌اند : بعضى از اين اخبار رواتش مشترك بين ضعيف و غير ضعيف است و باقى ديگر كلّا روات و نقله آن ضعيف و غير قابل اعتماد هستند . ولى از نظر ما اين كلام صحيح نبوده و مورد مناقشه است ، زيرا دو روايت از اين روايات يعنى روايت محمّد بن مسلم و روايت وشّاء صحيح مىباشند پس بر