و جميع هذا هو السّرّ فى استدلال اصحابنا بالآية الشّريفة على وجوب تحصيل العلم و كونه كفائيّا .
ترجمه :
دنباله روايات مورد استشهاد
از جمله روايات ياد شده روايت صحيح محمّد بن مسلم از امام صادق عليه السّلام است و در آن اين فقره آمده :
محضر مباركش عرض كردم : آيا مردم در توسعه و عذر هستند اگر امام عليه السّلام رحلت نمود و در نشناختن امام بعدى مجاز مىباشند يا چنين نيست ؟
حضرت فرمودند : امّا اهالى و سكنه اين شهر يعنى مدينه طيّبه در سعه نيستند .
و امّا غير مدينه از شهرهاى ديگر بقدرى معذور مىباشند كه مسافرتشان تا اين شهر طول بكشد .
چه آنكه خداوند عزّ و جلّ در قرآن مىفرمايد :
فَلَوْ لا نَفَرَ
الخ .
حديث ديگر
از جمله اين احاديث روايت صحيح بزنطى از مولانا ابى الحسن الرضا حضرت ثامن الحجج عليه السّلام است كه در كتاب قرب الاسناد روايت شده .
حديث ديگر
از جمله احاديث نامبرده روايت عبد المؤمن انصارى است كه در جواب شخصى كه از فرموده پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمودهاند :
« اختلاف امّت من سبب رحمت براى ايشان است » سؤال نموده و اظهار داشت پس اتّفاق امّت بايد سبب عذاب الهى براى ايشان باشد ، آمده و آن اينست كه حضرت فرمودند :
اين معنا اراده نشده ، بلكه مقصود از اختلاف ، اختلاف در طلب علم است يعنى دستههاى مختلف و طوائف گوناگون از مردم براى تحصيل علم همّت به خرج دهند همانطورىكه حقتعالى در قرآن فرموده :
فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ .