[ حاصل كلام در آيه نفر ]
و حاصل كلام آنكه ظهور آيه شريفه در افاده وجوب تفقّه و انذار امرى است غير قابل انكار ازاينرو چارهاى نيست از حمل آيه برآن و لو آنكه مخالفت با ظاهر سياق آيه يا بعضى از الفاظ واقع در آن لازم آيد .
شرح مقصود مرحوم مصنّف در مقام جواب از اشكال مذكور بسه جواب مبادرت نموده و مىفرمايد :
اوّلا : اينكه گفته شد صدر آيه دلالت دارد بر اينكه مقصود از « نفر » كوچ كردن براى جهاد است ادّعائى بيش نبوده و هيچ لفظ و عبارتى كه برآن دلالت داشته باشد در آن ذكر نشده .
بلى : مىتوان گفت اين آيه در عداد و زمره آياتى ثبت شده كه آنها راجع به جهاد هستند ولى بايد توجّه داشت صرف اين امر دلالت نمىكند كه اين آيه نيز راجع بجهاد باشد تا در نتيجه استدلال براى حجّيت خبر واحد به آن ممكن نباشد .
ثانيا : بفرض آنكه قبول كنيم مقصود از « نفر » كوچ كردن براى جهاد باشد ولى اين را قبول نداريم كه در امر جهاد نافر و كوچكننده از هر قومى الزاما طائفه و گروه باشند بلكه از هر قوم و قبيلهاى اگر يك نفر هم كه بروند كفايت مىكند ، بلكه بايد گفت :
اساسا كوچ و نفر از هر قومى لازم نيست زيرا تكليف جهاد از واجبات كفائى است ازاينرو جماعتى كه امر جهاد به آنها صورت گرفته و بتوانند آن را بنحو لازم ايفاء نمايند وقتى اقدام به آن كردند از عهده ديگران ساقط مىشود اگرچه مجموع جماعت از يك قوم بوده و از ساير اقوام كسى برآن همت نورزيده باشد .
بنابراين بايد گفت از اينكه حق تعالى لزوم و وجوب كوچ را طائفه از هر قومى قرار داده معلوم مىشود اين امر به منظور جهاد نيست فلذا ممكنست اصل نفر براى جهاد بوده ولى وجوب نفر طائفه از هر قومى به منظور تفقّه در دين و اخذ مسائل حلال و حرام باشد كه در وقت مراجعت هر طائفهاى بجانب قوم خويش رفته و ايشان را انذار نمايند و با اين تقرير مىتوان آيه را از ادلّه حجّيت خبر واحد دانست .