تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
الباقية فى المدينة . فالتّفقّه و الانذار من قبيل الفائدة لا الغاية حتّى يجب بوجوب ذيّها . ترجمه :

اشكال

سپس مرحوم مصنّف در مقام اشكال باستدلال مزبور ايرادى به اين شرح وارد مىفرماين : مقصود از « نفر » كوچ كردن به منظور جهاد است چنانچه از ابتداء آيه يعنى
« وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً »
استفاده مىشود . و بديهى است كه كوچ كردن به طرف جهاد هرگز به منظور تفقّه يافتن و اطّلاع بر مسائل حرام و حلال و انذار خلق و تبليغ ايشان نمىباشد . البتّه اين دو امر گاهى بدنبال آن بوده و مترتّب بر نفر مىشوند البتّه ترتّب اين دو مبتنى بر آن مقاله‌اى است كه از برخى وارد شده و قائل فرموده است : مقصود از « تفقّه » حصول بصيرت در دين از ناحيه مشاهده كردن آيات حقتعالى و غلبه يافتن دوستان حضرتش بر دشمنانش و ساير امورى كه در حرب مسلمين با كفّار اتّفاق مىافتد كه هركدام از آيات و نشانه‌هاى عظمت و حكمت بارىتعالى است مىباشد . و مراد از « انذار » اينست كه قوم مجاهدين پس از مراجعتشان از صحنه نبرد و رسيدن به طائفه‌اى كه در ديار و بلاد ايشان مانده و بجهاد نرفته‌اند تمام آنچه ديده‌اند برايشان بازگو مىكنند . بنابراين تفقّه و انذار غايت براى نفر نبوده يا بوجوب آن واجب شوند بلكه از فوائدى است كه برآن مترتّب مىشوند و در اين‌گونه امور استدلال مزبور جارى نبوده و از راه ايجاب نفر نمىتوان وجوب آن دو را اثبات كرد . شرح مقصود حاصل اشكال اينست كه : استدلال مزبور مبتنى بر وجوب حذر از طريق وجوب انذار و نفر زمانى صحيح است كه انذار و حذر غايت براى نفر باشند درحالىكه اين‌طور نيست زيرا در
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 703 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى