تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 705

مساهمون:

ص٧٠٥
و الحاصل : انّ ظهور الآية فى وجوب التّفقّه و الانذار ممّا لا ينكر ، فلا محيص عن حمل الآية عليه و ان لزم مخالفة الظّاهر فى سياق الآية او بعض الفاظها .

جواب از اشكال

ترجمه : مرحوم مصنّف در مقام جواب از اشكال مذكور مىفرماين : اوّلا : در صدر و ابتداء آيه عبارتى كه دلالت كند بر اينكه مقصود از « نفر » كوچ كردن براى جهاد است وارد نشده و اينكه صرفا اين آيه در زمره آيات جهاد آمده دلالت بر اين امر ندارد . ثانيا : بفرض اينكه مقصود از « نفر » كوچ كردن براى جهاد باشد ولى لازم نيست كه نفر از هر قومى به منظور جهاد به واسطه طائفه و جماعتى صورت گيرد بلكه اساسا بايد گفت : اگر نفر و كوچ نمودن صرفا براى جهاد باشد لازم نيست از هر قوم و طائفه‌اى برآن اقدام شود بلكه يك طائفه هم كه برآن همّت گمارد بايد كفايت بنمايد . بنابراين مىتوان نتيجه گرفت كه امكان دارد تفقّه غايت باشد براى ايجاب نفر به اين نحو مخصوص يعنى : نفر طائفه از هر قومى نه آنكه تفقّه غايت براى اصل نفر شد . ثالثا : در برخى از تفاسير نيز آمده كه مقصود از آن اينست كه حقتعالى مؤمنين را از نفر و كوچ نمودن جمعى نهى فرموده و ايشان را از تنها گذاردن حضرت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بازداشته است چنانچه از اين فقره يعنى
« وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً »
اين معنا استفاده مىشود . و بهر صورت خداوند متعال در اين آيه به بعضى از اهل ايمان امر فرموده كه نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به منظور اخذ مسائل حرام و حلال باقيمانده و پس از بازگشت دسته‌اى كه كوچ كرده‌اند ايشان را انذار نموده و مسائل را به آنها تعليم نمايند . بنابراين طبق اين تفسير نيز مىتوان به آيه شريفه جهت حجّيت خبر واحد استدلال نمود .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 705 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى