تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 700

مساهمون:

ص٧٠٠
واجب مترتّب است از امورى بوده كه هرگز آمر به ترك آن راضى نمىباشد اعم از آنكه از افعال متعلّق تكليف بوده يا چنين نباشد يعنى از افعال قهرى و طبيعى تلقّى گردد نظير امثله ذيل : الف : تب لعلّك تفلح : « از معاصى توبه كن شايد رستگار شوى » . ب : اسلم لعلّك تدخل الجنّة « اسلام اختيار كن شايد به بهشت داخل شوى » . ج : فرموده حقتعالى :
فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى .
« با او به سخن نرم تكلّم كنيد شايد متذكّر يا خائف بشود » .

تقرير دوّم

تقرير دوّم آنست كه بگوئيم : وقتى انذار واجب شد قبول و پذيرفتن آن نيز واجب و لازم است چه آنكه در غير اين صورت انذار لغو و بىفائده مىباشد . و نظير اين تقرير و استدلال بيانى است كه مرحوم شهيد ثانى در كتاب مسالك جهت وجوب قبول قول زن و تصديقش درباره عدّه به آن تمسّك نموده و در مقام استدلال به آيه
« وَ لا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحامِهِنَّ »
جهت مطلوب ياد شده فرموده است وقتى آيه دلالت بر حرمت كتمان و وجوب اظهار بر زنان داشت نفس اين امر نيز دلالت دارد بر پذيرفتن قول ايشان راجع به آنچه مربوط به ارحامشان مىباشد . شرح مقصود حاصل وجه دوّمى كه مرحوم مصنّف جهت اثبات وجوب حذر ذكر نموده‌اند اينست كه : از ظاهر آيه شريفه « نفر » اين‌طور برمىآيد كه انذار غايت و مقصود اصلى است نسبت به نفر بدليل آنكه « لام » داخل برآن يا لام تعليل بوده و يا به معناى عاقبت مىباشد و بهر صورت از آن معناى غايت به خوبى استفاده مىشود و چون مغيّا يعنى « نفر » واجب است لاجرم غايت نيز كه در وجوب و عدم تابع مغيّا است بايد واجب باشد .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 700 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى