تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
ب : دسته‌اى بعنوان « منذر » به صيغه اسم مفعول . طائفه اوّل كسانى هستند كه حقتعالى ايشان را موظّف مىكند به اينكه جهت اخذ مسائل حرام و حلال و آشنائى با فرامين و نواهى الهى به شهرهاى دور و نزديك كوچ كرده و بعد از فراگرفتن به بلاد خويش مراجعت نموده و ديگران را از مخالفت با دستورات الهى برحذر دارند . و طائفه دوّم افرادى هستند كه بارىتعالى ايشان را مكلّف به اين فرموده كه در زمان مراجعت طائفه نافرين در مجلس ارشاد و انذار ايشان حاضر شده و از هدايت و وعظ ايشان متّعظ شده و بعد از بازداشتن و نهى آنها از مخالفت و ارتكاب معاصى از اين امر برحذر باشند . البتّه چون حقتعالى برحذر بودن ايشان را مشروط بحصول علم قرار نداده بلكه مجرد انذار منذرين را در اين امر كافى و شافى معرّفى نموده لاجرم اين معنا خود دليل بارزى است بر حجّيت قول عادل و خبر واحد . و امّا وجوب حذر بعد از انذار : مرحوم مصنّف مىفرماين : دو وجه براى آن تقرير شده است كه ذيلا تشريح مىشوند : وجه اوّل كلمه « لعلّ » در اين فقره
« لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ »
به معناى حقيقى خود يعنى ترجّى نمىباشد زيرا كلمه مزبور را در اين معنا كسى استعمال مىكند كه از عواقب امور بىاطّلاع باشد ازاين‌رو اگر آن را حضرت احديّت كه به تمام جزئيّات و كليّات عالم وجود محيط است استعمال كرد قطعا از معناى حقيقى يعنى ترجّى منسلخ بوده و الزاما به معناى ديگر بايد اطلاق شده باشد و اين معنا كه مجازى است عبارتست از نفس محبوبيّت و مطلوبيّت حذر يعنى وقتى منذرين به اوطان و قوم خويش مراجعت نمودند ايشان را انذار و ارشاد كرده زيرا اين امر به ملاحظه حسن داشتن حذر مطلوب و مرغوب حضرت حقتعالى است . و بعد از اثبات داشتن حسن براى حذر مىگوئيم قطعا اين امر واجب بوده و متّصف به صرف حسن نيست .