وجه اوّل
وجه اوّل آنست كه لفظ « لعلّ » به معناى حقيقى خود كه « ترجّى » است نمىباشد چه آنكه اين معنا در حقّ بارىتعالى ممنوع و محال است .
و پس از انسلاخ آن از اين معنا ظاهرا دلالت دارد بر اينكه مدخول آن يعنى « حذر » محبوب و مطلوب متكلّم مىباشد و بعد از ثبوت حسن حذر بايد بگوئيم كه قطعا واجب است .
و وجه وجوب آن يا امرى است كه مرحوم صاحب معالم فرموده و آن اينست كه :
وقتى حذر حسن داشت قطعا واجب است زيرا استحباب حذر امرى است بىمفهوم و بىمعنا چه آنكه مقتضى براى حذر اگر وجود داشته باشد حذر واجب و در صورتى كه نباشد اساسا آن حسنى ندارد .
و يا آنكه عبارتست از اينكه :
رجحان عمل بخبر واحد مستلزم آنست كه واجب باشد و دليل اجماع مركّب است زيرا تمام كسانى كه عمل به آن را تجويز نمودهاند قائل به وجوبش شدهاند .
شرح مقصود آيه دوّمى كه قائلين به حجّيت خبر واحد به آن تمسّك كردهاند آيه شريفه معروف به « آيه نفر » مىباشد در اين آيه حضرت حقتعالى بندگان را ابتداء تحريص و ترغيب به فراگرفتن مسائل حرام و حلال و اخذ معارف الهى نموده و سپس امر مىفرمايد كه پس از اخذ اين امور و آشنائى با احكام دين آنها را براى ديگران بازگو نموده و ايشان را از مخالفت با دستورات آسمانى برحذر داريد شايد كه اين انذار و تبليغ موجب آن شود كه در آنها مؤثّر افتاده و سبب بر كنار ماندن آنها از مخالفت و زير پاى گذاردن احكام شرع گردد .
تقريب استدلال خداوند متعال در اين آيه بندگانش را به دو دسته تقسيم مىفرمايد :
الف : گروهى بنام « منذر » به صيغه اسم فاعل .