تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
در جواز عمل بخبر فاسق مجرّد ظنّ به مضمونش كفايت مىكند چه ظنّ مزبور ناشى از حسن خبر بوده يا به واسطه توثيق حاصل شده باشد و يا از طريق ديگرى ثابت گردد لازمه كلامش اينست كه بگويد : آيه دلالت بر حجّيت مطلق ظنّ به حكم شرعى دارد اگرچه با آن خبرى اصلا نباشد و به عبارت ديگر : لازمه كلام اين قائل آنست كه مطلق ظنّ حجّت است همان‌طورىكه قائلين بانسداد آن را حجّت مىدانند چه در موردش خبرى تحقّق پيدا كند و يا از خبر مجرّد باشد . سپس مرحوم مصنّف مىفرماين : آنچه كه در اين مقام گفته شد به خاطرت بسپار و غنيمت بشمار ولى با اين‌همه مخفى نباشد كه حمل لفظ « تبيّن » بر تحصيل مطلق ظنّ يا تفسير آن به معناى اطمينان سبب مىشود كه مورد منطوق آيه يعنى اخبار از ارتداد را از مفاد آيه خارج بدانيم ، زيرا آيه مطلق ظنّ را كافى دانسته درحالىكه موردش كه اخبار از ارتداد باشد از امورى است كه در آن بظنّ نمىتوان اكتفاء كرد بلكه در آن علم يا امرى كه با دليل قطعى همچون علم قرار داده شده بايد حاصل شود . شرح مقصود قوله : فلازمه القول الخ : يعنى لازمة القول بكفاية مجرّد الظّنّ بمضمون خبر الفاسق الخ . قوله : و ان لم يكن معه الخ : ضمير مجرورى در « معه » به مطلق الظّنّ عود مىكند . متن : و من جملة الآيات : قوله تعالى فى سورة البراءة :
فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ
الآية . دلّت على وجوب الحذر عند انذار المنذرين من دون اعتبار افادة خبرهم العلم لتواتر و قرينة فيثبت وجوب العمل بخبر الواحد . امّا وجوب الحذر فمن وجهين : احدهما : انّ لفظة « لعلّ » بعد انسلاخه عن معنى التّرجّى ظاهرة فى كون