نظر عرف فعلى ما كه قطعا با عرف سابق مطابق است داخل نمىباشد .
از اين گذشته صريح برخى از آيات دلالت دارد بر اينكه مرتكب صغيره فاسق نبوده بلكه مورد عفو و مشمول رحمت واسعه بارىتعالى است نظير آيه شريفه :
« إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ » .
اگر از معاصى كبيرهاى كه از آن نهى شدهايد اجتناب نمائيد سيئات و معاصى صغيره شما را مىآمرزيم .
از اين مطالب كه بگذريم بايد بگوئيم :
مىتوان موردى را پيدا نمود كه شخص با اينكه معصوم يا ما دون او نيست معذلك عادل باشد و اينطور نيست كه عادل واقعى منحصر در دو فردى باشد كه مستشكل نام برد .
مثلا كسى كه از تمام معاصى و گناهان خود توبه نموده در صورتى كه توبهاش محرز و معلوم باشد مسلّما فاسق نيست ازاينرو خبرى كه مىآورد به مقتضاى مفهوم آيه تبيّن و تفحّص ندارد .
و با اين فرض مىتوان ايراد مذكور را دفع نمود حتّى بنا بر مذهب كسى كه هر گناهى را كبيره مىداند .
سؤال
ممكنست مخبر گناهى تا به حال از وى صادر نشده باشد ولى درعينحال در حقّش احتمال داده شود خبرى كه مىدهد دروغ بوده و در نتيجه در واقع فاسق بوده و بر ما تبيّن و تفحّص از خبرش فرض و لازم باشد .
جواب
اين احتمال مضرّ نمىباشد زيرا از ظاهر اين فقره آيه كه مىفرمايد
« إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ »
اينطور استفاده مىشود كه فسق بايد قبل از آوردن خبر تحقّق داشته باشد نه آنكه بنفس خبر نيز اگر فاسق شد مشمول آيه قرار گيرد بنابراين مفهوم آيه شريفه چنين مىشود :
كسى كه با قطع نظر از اين خبرى كه مىدهد فاسق نيست و با صرفنظر از