ترجمه :
اشكال ديگر
ديگر از اشكالات آن است كه گفته شده :
مسئله حجّيت خبر واحد و عدم آن ، مسئله اصولى است پس در آن نمىتوان به ظنّى كه از مفهوم آيه استفاده مىشود اكتفاء كرد .
جواب از اشكال
مرحوم مصنّف در مقام جواب مىفرماين :
در اصول فقه مىتوان به ظهور لفظى تمسّك نمود و اشكالى در آن نيست .
و اصولى كه در آن بظنّ نمىتوان تمسّك كرد عبارتست از اصول دين كه از معارف خمس مىباشد نه اصول فقه و نيز ظنّى كه به آن در اصول نمىتوان استدلال و احتجاج كرد چه اصول فقه و چه اصول دين مطلق ظنّ است نه ظنّ خاصّ چه آنكه در اصول فقه از ظنّ خاصّ مىتوان استفاده كرد .
متن : و منها : انّ المراد بالفاسق مطلق الخارج عن طاعة اللّه و لو بالصّغائر ، فكلّ من كان كذلك او احتمل فى حقّه ذلك وجب التّبيّن فى خبره و غيره ممّن يفيد قوله العلم لانحصاره فى المعصوم او من هو دونه ، فيكون فى تعليق الحكم بالفسق اشارة الى انّ مطلق خبر المخبر غير المعصوم لا عبرة به لاحتمال فسقه ، لانّ المراد الفاسق الواقعى لا المعلوم .
فهذا وجه آخر لافادة الآية حرمة اتّباع غير العلم ، لا يحتاج معه الى التّمسّك فى ذلك بتعليل الآية كما تقدّم فى الايراد الثّانى من الايرادين الاوّلين .
ترجمه :
اشكال ديگر
ديگر از اشكالاتى كه قابل جواب است اينكه :
مراد از فاسق در آيه مطلق كسى است كه از طاعت حقتعالى خارج شده و لو بارتكاب معاصى صغيره باشد .
بنابراين هركسى كه اينچنين بوده يا در حقّش احتمال آن داده شود در خبرش تبيّن و تفحّص واجب است و غير آن كسى است كه از قولش علم حاصل