است .
دفع آن به اين است كه بگوئيم :
اگرچه اين خبر شامل خود نمىشود چه آنكه دلالتش بر اين معنا قاصر بوده و لفظ خبر كوتاهتر است از اينكه نفس خود را دربر گيرد ولى درعينحال حكم بعدم اعتبار و سلب حجّيّت شامل اين فرد از خبر واحد نيز مىگردد زيرا مىدانيم از بين افراد خبر ، اين فرد بخصوص واجد خصيصهاى نيست تا موجب خروج آن از حكم ياد شده گردد ازاينرو اگر از مرحوم سيّد سؤال كنيم :
اجماعى را كه شما ادّعاء فرمودهايد اگر به واسطه خبر واحد بما رسيد آيا به آن اعتماد مىتوان نمود ؟
قطعا در جواب مىفرماين : خير .
زيرا اگر جواب بدهند كه اعتماد برآن جايز است با ادّعاى خود مبنى بر عدم حجّيّت خبر واحد تناقضگوئى نموده است .
شرح مقصود قوله : انّه لا يعمّ نفسه : ضمير در « انّه » به خبر سيّد راجع است .
مؤلّف گويد :
وجه عدم شمول اينست كه موضوع لازم است قبل از حكم در خارج تحقّق داشته باشد زيرا موضوع به منزله محلّ و حكم به مثابه حالّ مىباشد و بديهى است كه حال بدون تحقّق قبلى محلّ صورت نگيرد و چون خبر صادر از مرحوم سيّد تحقّقش بعد از حكم بعدم حجّيّت اخبار آحاد مىباشد و به عبارت ديگر اين موضوع متولّد از حكم بوده لاجرم مستحيل است نفس الفاظ صادر از سيّد همان الفاظ را شامل گردد همانطورىكه اگر قائلى بگويد :
تمام اخبار من دروغ و كذب است مسلّما حكم به كذب نفس همين خبر فعلى را شامل نمىشود .
قوله : بانّه و ان لا يعمّ نفسه : ضمير در « بانّه » به خبر سيّد ( ره ) عود مىكند .
قوله : الّا انّه يعلم انّ الحكم ثابت لهذا الفرد : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » بوده و مقصود از « هذا الفرد » خبر صادر از سيّد ( ره ) مىباشد .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 653
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٥٣