اخبار واحد از جمله خبر خود مرحوم سيّد نيز از درجه اعتبار ساقط مىشود ، پس بايد گفت دخول آن در تحت آيه امر مستحيل و غيرممكنى مىباشد .
شرح مقصود حاصل اين اشكال آنست كه :
مفهوم آيه نباء دلالت بر حجّيت خبر عادل نمىكند بدليل آنكه لازمه آن اينست كه دلالت بر حجّيت اجماع منقول نيز بنمايد ، زيرا ناقل اجماع شخص عادلى است كه به واسطه نقل اجماع در واقع فرموده امام عليه السّلام را نقل مىنمايد و پس از حجّت شدن اجماع منقول مىگوئيم :
يكى از اجماعات منقوله ، اجماعى است كه مرحوم سيّد مرتضى ادّعاء كرده و در طىّ آن خبر داده است كه امام عليه السّلام حكم بعدم اعتبار خبر عادل فرمودهاند .
پس از دخول اجماع منقول در تحت آيه لازم مىآيد كه خبر واحد از آن خارج شده و مشمول مفهوم آيه نباء قرار نگيرد و بدين ترتيب دليل بر حجّيّت خبر واحد خنثى مىشود .
مرحوم مصنّف از اين ايراد پنج جواب مىدهند :
1 - آنكه سابقا گفته شد آيه شريفه نباء شامل اخبار صادر از حدس همچون اجماع منقول نشده و صرفا اخبار حسّى مشمول آن واقع مىشوند .
2 - اجماع سيّد مرتضى مبتلا به معارضى همچون اجماع ادّعاءشده به وسيله مرحوم شيخ ( ره ) مىباشد .
3 - اساسا دخول خبر سيّد مرتضى در تحت آيه مستحيل است زيرا از دخولش خروجش لازم مىآيد .
توضيح
اگر خبر سيّد مرتضى مشمول آيه نباء واقع شود و به ملاحظه اينكه خبر واحدى است كه از عادل صادر شده آيه نباء آن را حجّت نمايد بايد مضمونش ثابت و محقّق شود درحالىكه مضمون آن عدم حجّيّت خبر صادر از عادل است پس از حجّت شدن