كند و از اقدام بر آنچه با واقع مخالف است منع و نهى نمايد و در توضيح و اثبات اين مدّعا آورده است كه :
مقصود از « جهالت » سفاهت و عملى است كه فعلش روا نباشد نه آنكه منظور از آن معناى مقابل با علم باشد و دليل ما بر اين ادّعا فرموده حقتعالى است كه مىفرمايد :
بقول فاسق بدون تبيّن و تفحّص عمل نكنيد زيرا پس از عمل چهبسا پشيمان خواهيد شد .
مىگوئيم : اگر مراد از « جهالت » اشتباه در اعتقاد باشد نبايد در شهادت و فتوى بتوان بعادل اعتماد نمود چه آنكه در صورت مانع شدن جهل به معناى اشتباه در اعتقاد از عمل بخبر فاسق لازمهاش اينست كه عادل نيز چنين باشد و بخبر غير علمى وى نيز نتوان اعتماد كرد درحالىكه اينطور نمىباشد .
پس در نتيجه بايد گفت :
تعليل مزبور از عمل بخبر غير علمى عادل ما را نهى و زجر نمىنمايد .
جواب مرحوم مصنّف از مقاله مذكور
مرحوم مصنّف مىفرماين :
اشكالى كه در اين مقاله وجود دارد اينست كه :
اوّلا جهالت را به معناى سفاهت دانستن خلاف ظاهر است .
مضافا به اينكه اقدام كردن بر مقتضاى قول وليد عمل سفهى تلقّى نمىگردد زيرا عاقل بلكه دستهاى از عقلاء هرگز بر امرى كه مورد وثوق و اطمينانشان نيست اقدام نخواهند كرد .
پس ياران و اصحاب پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از خبر وى اطمينان داشتند ولى علم و يقين به صحّتش پيدا نكرده بودند ازاينرو آيه شريفه آنها را از عمل به غير علم بر حذر داشت و علت آن نيز اين بوده است كه عمل به غير علم در معرض مخالف درآمدن با واقع مىباشد .