تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
فلا يعقل عندهم ايجاب العمل بما جعل طريقا اليه و التّعبّد به ترتيب آثاره فى الظّاهر بل التّحقيق عدّ مثل هذا من وجوه الرّدّ على المصوّبة . ترجمه :

جواب از فقره ديگر اشكال

مرحوم مصنّف مىفرماين : امّا اينكه گفته شد : برگشت تدارك شدن مفسده مخالفت حكم واقعى به وسيله مصلحت در عمل برطبق مؤدّاى اماره به تصويب است و آن امر باطلى است چه آنكه لازمه اين تدارك آنست كه حكم واقعى از مصلحت ملزمه خالى بوده و اين معنا خود مفسده مىباشد . جوابش آنست كه قبول نداريم مرجع تدارك مزبور به تصويب باشد زيرا چطور بتوان اين كلام را ملتزم شد و اين سخن را به زبان راند درحالىكه مصوّبه اساسا از وجود حكم اللّه در واقع استنكاف و امتناع دارند لذا از نظر ايشان اساسا معقول نيست كه ايجاب عمل به مؤدّاى اماره از باب طريق بواقع و راه رسيدن به آن باشد ، بلكه تحقيق مقتضى است بگوئيم مثل چنين فرض و تقريرى از وجوه ردّ بر مصوّبه است نه امضاء و تصديق آن . شرح مقصود قوله : نظرا الى خلوّ الحكم الواقعى : كلمه « نظرا » منصوب است تا مفعول له براى رجوع تدارك مفسده به تصويب باشد . قوله : حينئذ : مقصود از آن حين التّدارك مىباشد . قوله : فى فوتها المفسدة : يعنى فوت مصلحت . قوله : ففيه منع كون هذا تصويبا : ضمير در « فيه » به قولك راجع بوده و كلمه « منع » مضاف و « كون » مضاف اليه آن بوده و « هذا » مضاف اليه « كون » و اسمش و « تصويبا » خبرش مىباشد . قوله : بما جعل طريقا اليه : ضمير در « اليه » به واقع راجع است . قوله : به ترتيب آثاره : يعنى آثار واقع .