خلاصه كلام
مجمل و خلاصه كلام آنكه :
حال و موقعيّت امر به تعبّد به اماره و عمل كردن به آن كه در احكام شرعى قائم شده همان حال امر به عمل نمودن به امارهاى است كه بر موضوعات خارجى همچون حيات زيد و مرگ عمرو قائم شده .
بنابراين همانطورىكه امر بامارات قائم در موضوعات سبب نمىشود نفس موضوع را در خارج احداث و ايجاد كند بلكه صرفا به منظور جعل احكام براى موضوعات القاء شدهاند فلذا تا مادامىكه سرپا و قائم باشند حكم بر موضوع مترتّب بوده و پس از مفقود شدن و علم به خطاء آن و نبودن موضوع جميع احكام فقدان موضوع و عدمش را در آينده بايد از اوّل امر بار كرد عينا در امر به عمل نمودن بامارات قائمه در احكام نيز حكم چنين است ، پس وقتى خطاء اماره كشف و محرز شد تمام آثار عدم حكم واقعى را از ابتداء عمل مىبايد ترتيب داد .
شرح مقصود
قوله : و امّا قولك انّه مع تدارك الخ : ضمير در « انّه » به معناى شأن است .
قوله : فممنوع ايضا : كلمه « ايضا » اشاره است به اينكه مانند انتقادات و اشكالات پيش اين مناقشه و ايراد نيز ممنوع مىباشد .
قوله : اذ قد يترتّب على وجوبه : ضمير در « وجوبه » به ظهر عود مىكند .
قوله : انّما يوجب جعل احكامه : يعنى احكام موضوع .
قوله : فيترتّب عليه الحكم : ضمير مجرورى در « عليه » به موضوع عود مىكند .
قوله : ما دامت الامارة قائمة عليه : ضمير در « عليه » به موضوع راجع است .
قوله : ترتّب عليه : ضمير در « عليه » به عدم موضوع راجع است .
متن : و حاصل الكلام :
ثبوت الفرق الواضح بين جعل مدلول الامارة حكما واقعيّا و الحكم بتحقّقه واقعا عند قيام الامارة و بين الحكم واقعا بتطبيق العمل على الحكم الواقعى المدلول عليه بالامارة كالحكم واقعا بتطبيق العمل على طبق الموضوع الخارجى الّذى قامت عليه الامارة .