تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
و استناد كند غالبا استدلال نمىكنند و احيانا آن را رد كرده و در تضعيفش مىفرماين : اتّفاق مزبور ثابت نشده يا مىگويند خلاف و نزاع بين اصحاب وجود دارد . و تمام اين مقالات و نقض و ابرام‌ها طبق تقريرى كه ما نموديم صحيح و وجيه مىباشد مخصوصا در مسائلى كه نزاع و جدال در آن شايع و رائج است مشروط به اينكه اقوال متخالف و آراء متشتّت معلوم و محرز باشد يا مورد اجماع منقول مسئله نادرى باشد كه به ملاحظه قلّت متعرّضين آن ادّعاى اجماع چندان مورد نداشته و قابل توجّه و اعتناء نباشد مگر آنكه اجماع منقول و محكّى در اين‌گونه مسائل را به برخى از وجوه كه مورد اعتناء و اعتماد نيست توجيه شود يا آنكه ناقل كسى باشد كه نقلش براى معاصرين و هم دورانش مورد اعتناء نباشد يا كم‌اطّلاع و قصور احاطه‌اش به اقوال سبب شده كه ادّعايش مورد عنايت ديگران واقع نگردد يا غير اين امور از اسبابى كه باعث بىرونقى اين ادّعا گشته باشد . در نتيجه بايد بگوئيم : اجماعى كه در مسائل مورد نياز و احتياج است اختصاص به مسائل معدود و قليلى آن هم نسبت به برخى از علماء و نادرى از نقله افاضل و حاكيان مورد وثوق و اطمينان دارد تمام شد كلام مرحوم محقّق تسترى . شرح مقصود قوله : المتضمّن لنقل الاقوال اجمالا : يعنى موردى كه ناقل بگويد : اجمعت الاصحاب بدون اينكه اقوال را بطور تفصيل و جداگانه نام ببرد . قوله : فى نقل ساير الاشياء الّتى يبتنى عليها معرفة الاحكام : ضمير در « عليها » به اشياء راجع بوده و از جمله اين اشياء شهرت و ادّعاى « لا خلاف » مىباشد . قوله : و الحكم فيما اذا وجه الخ : كلمه « حكم » مبتداء بوده و خبرش « مشترك بين الجميع » مىباشد و مقصود از « حكم » همان حكمى است كه بر اجماع منقول بطور اجمال مترتّب است و ضمير در « وجه » به منقول اليه راجع بوده و ممكن است آن را به صيغه مجهول قرائت نمود . قوله : مشترك بين الجميع : مقصود از « جميع » جميع منقولات است چه اجماع