معتبر بر اتّفاق كلّ علماء در نفس حكم است يعنى از لفظ اجماع منقول اليه مىتواند علم يا ظنّ معتبر پيدا كند كه كلّ علماء در فتوا باهم متّفقند و ازاينرو است كه جماعتى از ارباب فنّ تصريح نمودهاند كه معناى اجماع از نظر سنّى و شيعه متّحد بوده و اصطلاح اجماع نزد فريقين يكى است و آن را در مقابل شهرت نصب نمودهاند و چهبسا برخى در امر شهرت مبالغه نموده و از آن به اين عبارت تعبير كرده و گفتهاند :
اين مسئله نزديك است كه بحدّ اجماع برسد يا الفاظى مشابه با آن .
و بسيار شده كه بعضى از فقهاء فرمودهاند :
اگر فلان حكم مذهب فلان فقيه است پس مسئله اجماعى مىباشد .
و زمانى كه قرائن خارجيه از حيث عبارت و از جهت نفس مسئله و از نظر ناقلين اجماع ملاحظه شوند و حال و امر مختلف و دگرگون باشد قاعده آنست كه به آنچه متيقن يا ظاهر است بايد اخذ شود و بهر تقدير در هر موردى كه لفظ و لو به كمك قرائن دلالت بر تحقّق اتّفاق معتبر و معتمد كند ، معتبر بوده و در غير اين صورت به آن نمىتوان اعتماد كرد .
شرح مقصود
قوله : الاوّل : يعنى مقام اوّل .
مؤلّف گويد :
مرحوم مصنّف مقام دوّم را كه حجّيّت اجماع باعتبار نقل نقل منكشف باشد نقل نفرمودهاند .
قوله : حجّيّته بالاعتبار الاوّل : مقصود از اعتبار اوّل نقل اجماع باعتبار سبب كاشف است نه نقلش به ملاحظه امرى كه براى ناقل منكشف شده .
قوله : من جهتى الثّبوت و الاثبات : مقصود از « جهت ثبوت » سبب كاشف است مثل اينكه لفظ اجماع يا لفظ ديگرى كه مشابه آن است دلالت بر اتّفاق جماعتى نمايد كه قولشان با رأى امام عليه السّلام عادتا ملازم باشد و متصدّى بيان اين جهت مقدّمه اوّل مىباشد و مراد از « جهت اثبات » اثبات حجّيّت سبب نامبرده و اثبات كيفيّت استكشاف حجّت معتبره از اين سبب است و متكفّل بيان اين جهت
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 485
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٨٥