الخارجيّة من جهة العبارة و المسألة و النّقلة و اختلف الحال فى ذلك فيؤخذ بما هو المتيقّن او الظّاهر .
و كيف كان ، فحيث دلّ اللّفظ و لو بمعونة القرائن على تحقّق الاتّفاق المعتبر كان معتبرا و الّا فلا .
ترجمه :
مقام اوّل
حجّت بودن اجماع منقول باعتبار اوّل .
و آن از حيث ثبوت و اثبات مبتنى بر مقدّماتى است كه ذيلا تشريح مىشوند :
مقدمه اوّل
لفظ « اجماع » دلالت بر سبب انكشاف از قول معصوم عليه السّلام يا دليل معتبر دارد .
و اين دلالت قطعا بايد مورد اعتبار و ملاحظه قرار گيرد و تا مادامىكه قرينه صارفهاى در بين نباشد الفاظ متداول بين حضرات در مقام نقل اجماع بر سبب مزبور دلالت دارند .
ولى گاهى امر و حال مشتبه مىشود و آن در وقتى است كه نقل اتّفاق اصحاب به لفظ « اجماع » در مقام استدلال صورت مىگيرد ولى مخفى نباشد كه مبناى ناقل و مبناى غير او بر كشفى كه جهّال از صوفيّه ادّعا داشته نمىباشد چنانچه مبناى او و ديگران بر وجه اخيرى كه اگر در احكام يافت شود در كمال ندرت است نيز نمىباشد .
از اين گذشته اگر برفرض بناء ناقل بر امر اخير بوده و اين وجه بحسب واقع امر ثابتى باشد همينقدر باز در حجّت بودن اجماع منقول كافى است .
و بهر تقدير وقتى ثابت شد كه دو امر مذكور يعنى بناء اجماع بر كشف باصطلاح صوفيّه و نيز برطبق وجه اخير منتفى است پس الزاما بايد بگوئيم كه ساير اسباب مقرّر براى اين معنا متعيّن بوده و اجماع را بايد بر آنها مبتنى دانست .
و از بين تمام اين اسباب اظهر آنها حصول علم و اطّلاع بطريق قطع يا ظنّ