تأليف فرموده چنين آورده است :
مخفى نباشد كه از امور ثابت و محقّق در مسئله اجماع منقول آنست كه :
اجماع منقولى كه بلفظ « اجماع » يا با الفاظ ديگرى كه در اين باب بسيار بوده در معناى مصطلحش استعمال مىگردد زمانى كه مبتنى بر دخول معصوم عليه السّلام در مجمعين نباشد ( يعنى ناقل اجماع منقولش ، اجماع دخولى نباشد ) بر غير ناقل از اين جهت حجّت است كه ناقل سبب كاشف از قول امام عليه السّلام يا سبب حاكى از دليل قاطع يا مطلق دليل مورد اعتماد را و لو قطعآور نباشد نقل نموده كه در نتيجه پس از نقل اين سبب رأى معصوم عليه السّلام يا دليل معتبر براى منقول اليه منكشف مىگردد كه همين انكشاف سبب مىشود منقول اليه ابتداء بنا بر قبول نمودن و پذيرفتن اجماع مزبور گذارده و پس از آن ، اجماع ياد شده را باعتبار امرى كه براى وى كشف شده و بدينوسيله برأى معصوم عليه السّلام يا دليل معتبر دست يافته است مورد تمسّك قرار دهد نه به ملاحظه آنچه را كه ناقل كشف كرده است .
حاصل آنكه تمسّك ناقل به اجماعى كه برايش نقل شده است و بنا بر حجّت گذاردنش باعتبار امرى است كه براى خودش كشف شده يعنى اطّلاع بر رأى معصوم عليه السّلام يا وجود دليل معتبر نه به ملاحظه استفاده و برداشتى باشد كه ناقل از آن نموده يا مىنمايد پس بايد گفت در اينجا دو مقام مىباشد :
شرح مقصود
قوله : انّ المحقّق فى ذلك : مشار اليه « ذلك » باب اجماع منقول مىباشد .
قوله : او بسائر الالفاظ : مثل الفاظ : اتّفاق ، لا خلاف ، عندنا ، مقتضى المذهب و سائر الفاظ ديگر .
قوله : على كثرتها : ضمير مؤنث به « الفاظ » راجع است .
قوله : على دخول المعصوم بعينه : يعنى اجماع دخولى كه ناقل قطع و يقين داشته باشد كه به عين معصوم عليه السّلام در بين مجمعين يعنى عين حضرتش را بشناسد .
قوله : او ما فى حكمه : مقصود آنجائى است كه يقين به دخول معصوم عليه السّلام در بين مجمعين دارد ولى بطور مشخّص و بعينه به حضرتش معرفت و علم ندارد .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 482
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٨٢