نمىتوانستيم اثر آن را برآن مترتّب نمائيم چه رسد به اينكه عادلى از ثبوتش خبر داده باشد .
در نتيجه اگر عادلى خبر دهد كه بيست نفر برايش از مرگ زيد خبر دادهاند و فرض اينست كه خبر بيست نفر گاهى موجب علم شده و زمانى چنين افادهاى نمىكند در اينجا خبر عادل مزبور مسلّم حجّت نبوده و به واسطهاش مرگ زيد براى ما ثابت نمىشود زيرا از خبر بيست نفر به مرگ زيد اين امر ثابت نمىشود حتّى اگر خود ما از بيست نفر شنيده باشيم چه رسد زمانى كه عادلى از آنها خبر مرگ زيد را نقل كرده باشد .
و خلاصه كلام آنكه :
معناى حجّت بودن خبر عادل آنست كه مدلول مطابقى يا تضمّنى و يا التزامى مخبر به را اعم از آنكه در مدلول التزامى ، لازمه مخبر به عقلى بوده و يا شرعى و يا عادى باشد بايد برآن مترتّب ساخت نه آنچه را كه احيانا با خبر عادل مقارن است به اين معنا گاهى با آن بوده و بسا از آن منفكّ مىباشد .
شرح مقصود
قوله : بانّه قد اخبره الف عادل : ضمير در « بانّه » به معناى « شأن » بوده و ضمير منصوبى در « اخبره » به عادل راجعست .
قوله : و حضور دفنه : يعنى هزار نفر بگويند كه در وقت دفن زيد حاضر بودهاند .
قوله : فيكون خبره باخبار الجماعة : ضمير در « خبره » به عادل راجع است .
قوله : فيثبت به : ضمير در « به » به خبر عادل راجع مىباشد .
قوله : لازمه العادى : ضمير در « لازمه » به خبر عادل عود مىكند .
قوله : بعض هؤلاء : يعنى بعض از هزار نفر .
قوله : بالسّماع منهم : ضمير در « منهم » به باقى راجع است .
قوله : على تقدير ثبوتها لنا : ضمير در « ثبوتها » به فتاوى المنقوله راجع است .
قوله : و إن كانت قد يفيده : ضمير در « إن كانت » به فتاوى المنقوله و در « يفيده » به قطع عود مىكند .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 477
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٧٧