تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
و بالجملة : فمعنى حجّيّة خبر العادل وجوب ترتّب ما يدلّ عليه المخبر به مطابقة او تضمّنا او التزاما عقليّا او عاديّا او شرعيّا دون ما يقارنه احيانا . ترجمه :

توضيح در قالب مثال خارجى

سپس مرحوم مصنّف براى توضيح مطلب متمسّك بمثال خارجى شده و اين‌طور مىفرماين : صد نفر عادل يا هزار نفر كه در مقام اخبار محتاط بوده و سعيشان اين باشد كه تا خبر يقينى و جزمى نباشد آن را بازگو نكنند در صورتى كه چنين افرادى از حادثه و امرى در خارج خبر دهند از نظر عرف و عادت اخبار ايشان مستلزم وقوع خارجى آن حادثه است . بنابراين اگر يك نفر عادل خبر دهد كه هزار نفر عادل محتاط بوى از موت زيد خبر داده‌اند و گفته‌اند كه حتّى در وقت دفن زيد نيز حاضر بوده‌اند در اينجا خبر اين عادل از اخبار ايشان بموت و مرگ زيد براى ما حجّت بوده و لازمه عادى آنكه مرگ زيد باشد ثابت مىگردد . و همچنين است اگر عادل از برخى آنها خبر داده مثلا از 500 نفر ايشان و اخبار باقى و 500 نفر ديگر را ما خود از ايشان شنيده باشيم در اينجا نيز لازمه عادى مجموع خبر و استماع ما كه مرگ زيد باشد ثابت شده و لازم است اثر آن را مترتّب بدانيم . بلى : مىتوان گفت در صورتى كه فتاواى منقول بلفظ اجماع اگر وجدانا براى ما نيز حاصل باشد و خود ما آن را در كتب فتاوى يافته باشيم به تنهائى يا حتّى به ضميمه امارات و قرائن ديگر عادتا مستلزم قطع به رأى معصوم عليه السّلام و موافقت حضرتش با مجمعين نباشد گرچه احيانا ممكنست افاده چنين قطعى بنمايد ولى دائمى نباشد در چنين موردى بايد گفت وقتى اين فتاوى به وسيله خبر واحد نقل گردد حجّت نبوده و نمىتوان آن را تعبّدا ثابت فرض كرد زيرا معناى تعبّد به خبر واحد آنست كه لوازم ثابت آن را مترتّب و متحقّق دانسته و لو به ضميمه امور و امارات ديگر درحالىكه فرض ما اينست كه اگر وجدانا خود به آن مخبر به علم پيدا مىكرديم