مراد علماء از اجماعات منقوله در بسيارى از مسائل بلكه در اكثر آنها محمول بر معناى ظاهر آن نيست بلكه مقصود از اجماع يا معنائى است كه باجتهاد ناقل رجوع نموده و بحسب قرائنى كه وى ملاحظه و اعتبار كرده اين اجماع دلالت مىكند كه معصوم عليه السّلام نيز در حكم با مجمعين موافق مىباشند .
يا مراد از آن شهرت بوده و يا منظور اتّفاق علمائى است كه صاحب كتب مشهور مىباشند و يا غير اين امور از معانى ديگر كه احتمال ارادهاش از شخص مدّعى داده مىشود .
سپس بعد از اين كلام مىفرمايد :
آنچه از تفحّص در كلام متأخّرين براى من ظاهر و روشن شده است آنكه ايشان در وقت تأليف كتب و تصنيف آنها نظر به كتابهاى فتوائى كه نزدشان موجود بوده نگاه مىكرده و وقتى مىديدند كه صاحبان كتب مزبور در مسألهاى باهم متّفق و موافق هستند در آن مسئله ادّعاى اجماع مىكردند و سپس وقتى بر تصنيف و كتاب ديگرى غير از آنچه نزدشان بود دست مىيافته و ملاحظه مىكردند كه صاحب كتاب جديد در حكم مزبور با مؤلّفين يا مصنّفين آن كتب مخالف است از ادّعاى اجماع خويش رجوع مىنمودند و بدين ترتيب چهبسا از شخص واحدى ديده مىشود كه وى راجع به يك مسألهاى كه اختلافى است و خودش به آن اذعان و اقرار دارد معذلك در جاى ديگر آن را اجماعى تلقّى نموده است و اساس و مبناى اين تهافتات و منافيات غالبا از همين راهى است كه ذكر شد .
و شاهد و گواه ما بر اين مدّعا قرائن بسيارى است كه مقام تقاضاى ذكر آن را نداشته و مناسب هم نيست از آنها در اينجا نام برده شود تمام شد كلام مرحوم سبزوارى .
شرح مقصود
قوله : على معناه الظّاهر : ضمير در « معناه » به اجماع راجعست .
قوله : اعتبرها : ضمير فاعلى به « ناقل » و ضمير مفعولى به امارات عود مىكند .
قوله : خالف مؤلّفه : ضمير در « مؤلّفه » به تصنيف آخر راجع است .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 464
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٦٤