تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
مطلّق قصد يك طلاق در ضمن سه طلاق را قطعا داشته ازاين‌رو يك طلاقش مسلّما واقع مىشود و از اين گذشته اخبار و رواياتى وارد شده است بوقوع يك طلاق . قوله : ثمّ بيّن وجه الدّلالة : وجه دلالت آنست كه ظاهر آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه طلاق بايد مرّة بعد مرّة باشد پس دلالت دارد بر اينكه دو يا سه طلاق بلفظ واحدى كه مرّة بعد مرّة نيست واقع نمىشود . قوله : كلّ ما لم يكن على امرنا : مقصود اينست كه هرچه با قرآن مخالف باشد مردود به حساب مىآيد . قوله : و قد بيّنّا انّ المرّة لا تكون الخ : اين عبارت بيان است براى موافق نبودن حكم بوقوع سه يا دو طلاق بمجرّد لفظ واحد با قرآن شريف چه آنكه قرآن شريف دلالت دارد بر اينكه در وقوع سه طلاق سه بار لفظ طلاق بايد واقع شود درحالىكه شخص مطلّق وقتى بلفظ واحد اكتفاء كرد نه مرّتين برآن صادق است و نه ثلاث مرّات . مؤلّف گويد : امّا دلالت قرآن شريف بر لزوم سه طلاق از آنجا است كه آيه شريفه
« الطَّلاقُ مَرَّتانِ »
بر لزوم دو طلاق دلالت دارد و آيه
« أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ »
يا
« فَإِنْ طَلَّقَها *
الآية » بنا بر اختلافى كه بين فقهاء است بر اعتبار و لزوم طلاق سوّم دلالت مىكند . قوله : فاوجب السّنّة ابطال طلاق الثلاث : يعنى سنّت نيز دلالت دارد بر اينكه بلفظ واحد سه طلاق واقع نمىشود . متن : و حكى عن الحلّى فى السّرائر الاستدلال به مثل هذا : ترجمه :

و از مرحوم ابن ادريس

نيز در كتاب سرائر استدلالى همچون استدلال مفيد نقل و حكايت شده است . متن : و من ذلك : الاجماع الّذى ادّعاه الحلّى على المضايقة فى قضاء الفوائت فى رسالته المسمّاة