2 - علماء شيعه كسانى هستند كه هرگز در دادن فتوى استحسان و قياس و متابعت از هواى نفس به كار نگرفته و صرفا در اين امر از اوامر و نواهى صاحب و مولايشان يعنى وجود ذوات مقدّسهء معصومين عليهم السّلام متابعت مىكنند حال با توجّه به اين نكته وقتى مشاهده شود كه جملگى در حكمى باهم توافق نمودهاند منتقل مىشويم كه اين اتّفاق معلول توافق رأى امام عليه السّلام با آنها است و بدينوسيله بقول معصوم عليه السّلام علم حاصل مىشود .
3 - اتّفاق ارباب فتاوى همچون ابن عقيل و ابن جنيد و علم الهدى و شيخ الطّائفه ( قدّس سرّهم ) و عدم ظهور خلاف بين ايشان و متقدّمين بر آنها خود كاشف است از يك همبستگى و اتّفاقى كه بين جملگى حكمفرما است چه آنكه اگر در بين ايشان خلافى مىبود على القاعده مىبايست ظاهر و روشن مىشد و چون اثرى از آن در بين نيست لاجرم همگى باهم در حكم مورد فتوى موافق هستند و اين اتّفاق كاشف از موافقت معصوم عليه السّلام با ايشان است .
قوله : لمشاهدته آثارهما : ضمير در « مشاهدته » به « من اخبر » راجع است .
قوله : الموجبة للانتقال اليهما : ضمير در « اليهما » به عدالت و شجاعت راجع است .
قوله : الى القسم الاخير من الحدس : مراد از « قسم اخير » حدس مستند به اجتهادات و انظار است .
قوله : و لا المستند الى الوجه الثّانى : مقصود از « الوجه الثّانى » حدسى است كه مستند به مبادى محسوسهاى باشد كه عادتا ملازم با رأى معصوم نباشد .
قوله : مستندا الى القسم الاوّل من الحدس : مراد از قسم اوّل حدس : حدسى است كه مستند به مبادى محسوسهاى باشد كه عادتا ملازم با رأى امام عليه السّلام باشد .
متن : فان قلت
ظاهر لفظ الاجماع اتّفاق الكلّ ، فاذا اخبر الشّخص بالاجماع فقد اخبر باتّفاق الكلّ و من المعلوم انّ حصول العلم بالحكم من اتّفاق الكلّ كالضّرورى ، فحدس المخبر مستند الى مباد محسوسة ملزومة لمطابقة قول الامام عليه السّلام عادة ،
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 422
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٢٢