سپس شطرى از عبارات فرموده تا آنجائىكه مىفرماين :
و ما در كتاب عدّه كه در فنّ اصول فقه تأليف شده اين فرموده سيّد را مورد اعتراض قرار داده و به ايشان عرض نمودهايم كه اين جواب شما صحيح و درست است ولى در صورتى كه در اكثر احكام براى صحّت آنها باجماع فرقه شيعه استدلال نكنيم .
در نتيجه بايد گفت :
طبق گفته مرحوم سيّد وقتى احتمال داديم كه رأى امام عليه السّلام با قول علماء مخالف بوده و درعينحال ظهور بر وى واجب نباشد ممكنست قائلى باعتماد اين مقاله بگويد :
پس شما انكار نداريد كه رأى امام عليه السّلام از قول كسانى كه خود را اماميّه دانسته و خويش را تابع امام عليه السّلام مىدانند خارج بوده و در عين حال ظهور بر حضرتش واجب نباشد زيرا اين امر از ناحيه خودشان حاصل شده و سبب آنكس ديگرى نبوده است .
و نتيجه اين مقاله آنست كه ما اصلا به هيچ اجماعى نتوانيم استدلال و احتجاج كنيم تمام شد كلام شيخ ( ره ) .
متن : فانّ صريح هذا الكلام انّ القادح فى طريقة السّيّد منحصر فى استلزامها رفع التّمسّك بالاجماع و لا قادح فيها سوى ذلك و لذا صرّح فى كتاب الغنية بانّها قويّة تقتضيها الاصول ، فلو كان لمعرفة الاجماع و جواز الاستدلال به طريق آخر غير قاعدة وجوب اظهار الحقّ عليه لم يبق ما يقدح فى طريقة السّيّد ، لاعتراف الشّيخ بصحّتها لو لا كونها مانعة عن الاستدلال بالاجماع .
ترجمه :
مرحوم مصنّف مىفرماين :
صريح اين كلام آنست كه تنها قادح و اشكالى كه در طريقه مرحوم سيّد مىباشد آنست كه لازمه آن رفع شدن تمسّك به اجماعات شيعه و عدم جواز تمسّك به آنها است و غير از آن اشكال ديگرى متوجّه آن نيست ازاينرو مرحوم سيّد ابن زهره در كتاب غنيه تصريح فرموده به اينكه طريقه سيّد قوى و متين بوده و با اقتضاى اصول و قواعد سازش دارد .