تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
ظاهر اين عبارت نيز بر قاعده لطف منطبق مىشود . مؤلّف گويد : وجه انطباق اين عبارت بر قاعده لطف نيز آنست كه قائلين به اين قاعده در تحقّق اجماع اتّفاق علماء يك عصر را معتبر دانسته‌اند قهرا مخالفت يكى از ايشان قادح و مضرّ بوده چنانچه مخالفت كسى كه عصرش سپرى گشته است مضرّ نمىباشد . متن : و قال فى الذّكرى : ظاهر العلماء المنع عن العمل بقول الميّت محتجّين بانّه لا قول للميّت و لهذا ينعقد الاجماع على خلافه ميّتا .

مقاله شهيد اوّل در ذكرى

ترجمه : مرحوم مصنّف مىفرماين : شهيد اوّل عليه الرّحمة در كتاب ذكرى مىفرماين : ظاهر علماء آنست كه از عمل بقول ميّت ممنوع هستيم و بر اين مدّعا اين‌طور استدلال كرده‌اند : كه اساسا ميّت داراى قول و رأى نمىباشد تا بتوان به آن عمل نمود و لذا ممكنست كه اجماع بر خلاف شخص ميّت منعقد گردد . مؤلّف گويد : وجه انطباق اين كلام بر قاعده لطف آنست كه : قائلين به قاعده لطف در تحقّق اجماع شرط مىكنند كه مجمعين تمامشان زنده باشند همان‌طورىكه شهيد نيز آن را اعتبار نمود پس از اين اعتبار و اشتراط مىتوان استفاده كرد كه ايشان نيز به قاعده لطف قائل است . متن : و استدلّ المحقّق الثّانى فى حاشية الشّرائع على انّه لا قول للميّت بالاجماع على انّ خلاف الفقيه الواحد لسائر اهل عصره يمنع من انعقاد الاجماع اعتدادا بقوله و اعتبارا بخلافه ، فاذا مات و انحصر اهل العصر فى المخالفين له العقد و صار قوله غير منظور اليه و لا يعتدّ به انتهى .