نيست چه آنكه اخبار واحد و از تواتر خالى هستند و بفرض متواتر بودن كما اينكه مرحوم وحيد بهبهانى در فوائد و بحر العلوم در فوائد و ميرزاى قمى در قوانين ادّعاء نمودهاند مىگوئيم :
نهايت دلالت اين اخبار آنست كه غرض از نصب وصى و امام عليه السّلام بيان احكام و بازداشتن مردم از باطل است درحالىكه مىبينيم بسيارى از اغراض و مقاصد حقتعالى در خارج تحقّق نيافته و نمىيابد مثلا غرض حضرت سبحان از خلقت خلق معرفت و عبادت است چنانچه خود در قرآن شريفش مىفرمايد :
ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ .
درحالىكه اين غرض نسبت باكثر مخلوقات عملى نشده است .
قوله : فاذا علم استناد الحاكى اليه : ضمير در « اليه » به قاعده لطف راجع است .
قوله : فدعوى مشاركته للسّيّد الخ :
مؤلّف گويد :
افهام علماء در اينكه شيخ ( ره ) با سيّد از نظر طريقه استكشاف قول امام عليه السّلام مشترك است و از همان طريقى كه سيّد آن را احراز مىكند شيخ نيز بقول امام عليه السّلام مطّلع مىگردد يا آنكه در اين جهت باهم مشترك نبوده و هركدام طريقى مختص به خود دارند يعنى شيخ صرفا از راه قاعده لطف و سيّد از طريق ديگرى همچون حدس يا اجماع دخولى مثلا مشى نمودهاند اختلاف بين ارباب فهم مىباشد .
برخى از علماء همچون مرحوم محقّق قمى در قوانين و نراقى در مناهج و سيّد ابراهيم قزوينى در ضوابط مدّعى اشتراك بين اين دو شده و بعضى ديگر همچون مرحوم مصنّف و كلباسى در اشارات مىفرماين طريق هريك با ديگرى متفاوت بوده و هيچ اشتراكى بين آنها نمىباشد .
مرحوم تنكابنى مىفرماين :
منشا توهّم اشتراك بين اين دو دو امر مىباشد :
1 - آنكه شيخ عليهالرّحمه در بحث حجّيّت خبر واحد تصريح نموده به اينكه خروج معلوم النّسب در تحقّق اجماع قادح و مضرّ نيست و اين بيان با طريقه اجماع