تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
مىشود لاجرم به اجماعات ايشان نمىتوان اعتناء و اعتماد نمود . ازاين‌رو بايد بگوئيم : اينكه برخى مدّعى شده‌اند مرحوم شيخ با سيّد مرتضى قدّس سرّه در استكشاف قول امام عليه السّلام از راه تتبّع اقوال امّت و تفحّص آنها مشترك بوده منتهى شيخ از طريق ديگرى كه مبنى بر وجوب قاعده لطف است به آن دست يافته و سيّد از غير اين طرق به آن مىرسد ادّعائى است كه دليل بر اثباتش در دست نبوده و صرفا ادّعاء و گزاف‌گوئى است اگرچه برخى آن را گفته‌اند . شرح مقصود مؤلّف گويد : تقرير قاعده لطف آنست كه بگوئيم : وقتى جميع علماء يك عصر در حكم مسأله‌اى باهم متّفق بودند لطف مقتضى است كه امام عليه السّلام در صورت اجتماع علماء بر اشتباه و خطاء حق را اظهار نموده و بدين ترتيب امّت را از اشتباه و خطاء نجات دهند يعنى قولى مغاير با تمام آنها احداث نموده تا بدين‌وسيله حجّت را به امّت رسانده و رسالت خود را به انجام رسانده باشد . بنابراين اگر در مقابل اتّفاق علماء هيچ قول مخالفى وجود نداشته باشد اين امر خود دلالت دارد كه امام عليه السّلام نيز با ايشان موافق است و الّا خود را اظهار يا حقّ را كه بر خلاف ايشان مىبود آشكار مىنمود زيرا وجوب لطف مقتضى اين معنا است . قوله : و حكى القول به من غيره : ضمير در « به » به لطف و در « غيره » به شيخ طوسى ( ره ) راجع است . مرحوم تنكابنى مىفرماين : از كلام مرحوم سيّد مرتضى در كتاب « الذّريعة » بلكه از عبارت شيخ در كتاب « عدّة الاصول » اين‌طور استفاده مىشود كه طريقه لطف بين قدماء مشهور و معروف بوده است حتّى مرحوم علم الهدى ( سيّد مرتضى ) زمانى چند برآن مشى نموده و در بسيارى از كتبش به آن اعتماد نموده و سپس از آن اعراض و بمسلك
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 402 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى