استدراك
بلى : اگر فرض نموديم كه سبب نقل شده از امورى باشد كه بحسب عادت مستلزم موافقت با قول معصوم عليه السّلام بوده يا با وجود دليل ظنّى معتبر ملازم باشد حتّى نسبت بما در چنين فرضى ممكن است بتوان سبب محسوس ( اتّفاق علماء ) را به واسطه خبر واحد عادل اثبات كرده و پس از آن به لازمهاش يعنى رأى معصوم و موافقت آن با رأى علماء منتقل شد .
ولى چنانچه انشاءالله به زودى خواهيم گفت مشكل است چنين امرى تحقّق يابد .
و در حكم اجماعى كه به غير امام عليه السّلام اضافه مىشود و گفتيم حجّت نمىباشد است اجماع مطلقى كه در مقابل خلاف ذكر مىگردد چنانچه بگويند :
فضله حيوان غير مأكول به استثناى پرنده اجماعا نجس است و منحصرا اختلاف در فضله پرنده غير مأكول مىباشد .
يا مثلا اينطور بگويند :
حكم كذائى محلّ خلاف است و امّا فلان شىء حكمش بالاجماع چنين و چنان مىباشد .
معناى اين عبارت آنست كه در اين مسئله يك قول بيشتر نبوده و تمام در آن باهم موافقند .
البتّه حكم اين اجماع نيز آن است كه حجّت نباشد چنانچه قبلا به آن اشاره نموديم .
شرح مقصود
قوله : لانّه لم ينقل حجّة : ضمير در « لانّه » به ناقل اجماع راجع است .
قوله : و الانتقال منه الى لازمه : ضمير در « منه » به سبب محسوس راجع است .
متن : و اضعف ممّا ذكر نقل عدم الخلاف و انّه ظاهر الاصحاب او قضيّة المذهب و شبه ذلك و ان اطلق الاجماع او اضافه على وجه يظهر منه ارادة المعنى