« من عدا الامام عليه السّلام » و ان كان ارادة العموم محتملة بمقتضى المعنى اللّغوى ، لكنّه مرجوح .
ترجمه :
نقل انحاء لفظ اجماع
مرحوم مصنّف پس از ذكر در مقدّمه اينك وارد بحث شده و مىفرماين :
حاكى اتّفاق و ناقل اجماع به دو گونه آن را نقل مىنمايد :
الف : آنكه مىگويد دليل اين حكم اجماع است يعنى آن را بطور مطلق نقل مىكند .
ب : آنكه آن را به پسوندهائى از قبيل :
مسلمين ، شيعه ، اهل حق يا غير اين الفاظ از عباراتى كه ممكنست قول امام عليه السّلام را با آنها داخل در اقوال مجمعين قرار داد .
و گاه باشد كه ناقل اين لفظ را اضافه به غير امام عليه السّلام نموده و مىگويد :
علماء ما يا اصحاب ما يا فقهاء ما يا فقهاء اهل بيت عليهم السّلام اجماع نمودهاند .
ظاهر اين مضافاليهها اينست كه ناقل غير امام عليه السّلام را اراده نموده است اگرچه فى حد نفسه لفظ تاب اراده عموم را نيز داشته و ممكن است مقصود نفس نفيس امام عليه السّلام نيز باشد ولى اين معنا احتمالى بيش نبوده و به سرحدّ ظهور نرسيده است بلكه مقتضاى معناى لغوى اين الفاظ چنين است كه بتوان با ملاحظه آن عموم را نيز احتمال داد ولى درعينحال احتمال ياد شده مرجوح و قابل اعتماد نيست .
شرح مقصود
قوله : اذا عرفت ما ذكرنا : مقصود از « ما ذكرنا » دو امرى است كه مرحوم مصنّف بعنوان مقدّمه ذكر فرمودند .
قوله : بقول مطلق : يعنى بدون ذكر مضاف اليه .
قوله : ان يراد به دخول الامام عليه السّلام : ضمير در « به » به ماء موصوله در « ممّا