حاصل اشكال مرحوم صاحب معالم
حاصل اشكال ايشان در اين مقام دو امر است :
1 - اصحاب در اطلاق لفظ اجماع مرتكب تساهل و تسامح شده و اين لفظ را كه معنايش اتّفاق كلّ است بر اجتماع پارهاى از علماء اطلاق نمودهاند و اين ناشى از غفلتى است كه از ايشان صادر شده است .
2 - برفرض از اشكال اوّل صرفنظر كنيم اين را نمىتوان اغماض كرد كه چرا در مقام نقل دليل اين لفظ را اطلاق كرده و لفظ ديگرى براى آن انتخاب ننمودهاند .
حاصل جواب مرحوم مصنّف از اشكال
حاصل جواب مصنّف ( ره ) از دو اشكال فوق اينست :
امّا جواب از اشكال اوّل اينست كه اين تسامح و تساهل بسيار بجا و خالى از اشكال است و نمىتوان آن را ناشى از غفلت دانست زيرا چنانچه گفتيم بر مستدلّ واجب است در مقام استدلال ادّعاى خويش را با آوردن حجّت و دليل مستدلّ و متقن سازد ، ايشان نيز مقصودشان از اجماع نقل حجّت است و چون مناط و ملاك حجّيّت يعنى اشتمال بر رأى امام عليه السّلام يا كشف از آن در اتّفاق مزبور نيز وجود دارد ازاينرو مسامحتا از آن باجماع تعبير كردهاند و بديهى است كه اين امر را نمىتوان ناشى از غفلت تلقّى نمود .
و امّا جواب از اشكال دوّم : چون ادلّه از نظر حضرات منحصرا چهار امر است يعنى كتاب ، سنّت ، عقل و اجماع و هر دليلى را الزاما به يكى از اين چهار امر بايد راجع بدانند لاجرم اتّفاق مزبور را بلفظ ديگرى غير از اجماع انسب و اصلح نديده ازاينرو آن را مندرج در مصاديق و افراد اجماع قرار دادهاند و اين يك قرارداد و مبنائى است كه بين ايشان مرسوم و رائج است و هيچگاه به قراردادهاى بين قوم و