كثرت معتبر نيست بلكه حق آنست كه اجماع به موافقت يك نفر محقّق مىشود چنان كه خلافت ابو بكر به بيعت عمر به تنهائى ثابت شد .
سپس در مقام بر ملاء نمودن مفاسد دين ايشان برآمده و چنين مىنگارد :
اى طالب حقّ چشم بصيرت گشا ، به اين هذيانها نظر نما كه بچه خرافات و هذيانها بناى مذهب خودشان را گذاشتهاند بمقام تشنيع و تغيير طائفه ناجيه محقّه آمدهاند اوّل آنها بر سر منبر على رءوس الاشهاد اعتراف بقصور خود نموده و زبان به « اقيلونى فلست بخيركم و علىّ فيكم » گشوده و ثانى ايشان در ملاء عام و محفل ناس در جواب زنى اقرار بجهل خود بآيات قرآنيّه و سنّت نبويّه نموده و « كلّ النّاس افقه منّى حتّى المخدّرات » را عذر ناموجّه خود ساخته و ثالث آنها كلام اللّه المجيد را با آب بالاى آتش پخته و تابعين او كه در حقيقت اولاد ابليس پرتلبيس هستند در رفع قبح اين فعل شنيع و عمل قبيح كلام نفسى غير معقول را اختراع نمودند و به اين جهل و قصور اغواى عامّه كالهمج الرّعاع را نموده و مشكاة هدايت و مقباس ولايت و كلام اللّه ناطق را در زاويه خمول و سكوت چندين سالها ساكت و خاموش كرده رايت ضلالت برافراشته و آتش حسرت بر قلوب مؤمنين برافروخته .
جائى كه اصول عقايد برين مبانى فاسده مرتّب شود فروع عمليّه را چه رسد و اگر مالك وطى غلام را مباح داند و حنبلى خوردن بنگ ، هيچ جاى استبعاد نخواهد شد چه خوش گفته بديهه شاعر شيعى ظريف اين رباعى طريف را :
شافعى گفت كه شطرنج مباحست مدام * راست گفته است چنين است كه فرموده امام
خواجه مالك سخنى گفت ازين باركتر * كه به نزديك خردمند مباحست غلام
بو حنيفه به ازين گويد در باب شراب * كه ز جوشيده بخور كان نبود هيچ حرام
حنبلى گفت كه گر ز آنكه بغم درمانى * بسته بنگ تناول كن و خوش باش مدام
مؤلّف گويد :
شاعر مزبور يك بيتى در آخر اين اشعار نيز دارد كه عفّت قلم و رعايت ادب و ترك عصبيّت مقتضى ترك آن بود از اين نظر گرچه در تمام مؤلّفات و نوشتهجات حقير سعى نمودهام كه تصرّف در عبارات صاحبان و منشيان ننمايم ولى در اينجا مناسب نديدم الفاظ و كلماتى كه دالّ بر هتك حرمت و از زىّ كتب مؤلّفه علماء ماضين و اختران تابناك عالم تشيّع است خارج شوم ازاينرو عبارات كتاب