زمان انفتاح باب علم قبيح است به همان دليلى كه مرحوم ابن قبه آورد و فرمود مستلزم تحريم حلال و تحليل حرام مىگردد ، ولى درعينحال ممكنست بگوئيم چون در نظر شارع مقدّس خبر ظنّى از هر دليل قطعى و علمى مطابقتش با واقع بيشتر بوده يا لا اقل با آن از اين حيث مساوى است لاجرم هيچ امتناعى ندارد كه مكلّف را موظّف به تعبّد به آن نموده و وى نيز جهت وصول به حرام و حلال واقعى آن را مورد استعمال قرار داده و به كار بگيرد .
استدراك مصنّف : اين فرض به فرض انسداد باب علم راجع است
سپس مرحوم مصنّف مىفرماين : مگر آنكه بگوئيم :
در واقع فرض مزبور به فرض انسداد باب علم و عجز از رسيدن بواقع راجع است و اين امر با مفروض كلام يعنى انفتاح باب علم سازش ندارد ، چه آنكه مقصود از « انسداد باب علم » انسداد باب اعتقاد اگرچه جهل مركّب باشد نيست بلكه مراد از آن عدم وصول به واقع است چنانچه قبلا شرحش گذشت .
تسليم و اعتراف : تعبّد به خبر ظنّى و اكتفاء به آن در مقام عمل قبيح مىباشد
سپس در آخر كلامشان مىفرماين :
در نتيجه بايد بگوئيم :
اولى و سزاوار است كه در صورت انفتاح باب علم و تمكّن از واقع اعتراف كنيم كه تعبّد به خبر ظنّى و اكتفاء به آن در مقام عمل قبيح مىباشد .
شرح مقصود
قوله : فهو و ان كان فى نفسه قبيحا : ضمير « هو » به « ايجاب العمل بالخبر » راجع است و مقصود از « فى نفسه » اينست كه عمل بخبر ظنّى فى نفسه و با قطع نظر از آنچه بعدا خواهيم گفت قبيح است .
و آنچه بعدا ذكر فرموده عبارتست از « اينكه خبر در نظر شارع از دليل قطعى مطابقتش با واقع يا بيشتر بوده يا با آن مساوى است » .
قوله : لما ذكره المستدلّ : علّت است براى قبح ايجاب عمل بخبر ظنّى .