متن : فالانصاف :
انّ الرّجوع الى اهل اللّغة مع عدم اجتماع شروط الشّهادة امّا فى مقامات يحصل العلم بالمستعمل فيه من مجرّد ذكر لغوىّ واحد او ازيد له على وجه يعلم كونه من المسلّمات عند اهل اللّغة كما قد يحصل العلم بالمسألة الفقهيّة من ارسال جماعة لها ارسال المسلّمات و امّا فى مقامات يتسامح فيها لعدم التّكليف الشّرعى به تحصيل العلم بالمعنى اللّغوىّ كما اذا اريد تفسير خطبة او رواية لا يتعلّق به تكليف شرعى .
و امّا فى مقام انسدّ فيه طريق العلم و لا بدّ من العمل ، فيعمل بالظّنّ بالحكم الشّرعى المستند بقول اهل اللّغة .
ترجمه :
تمسّك مصنّف ( ره ) بانصاف
مرحوم مصنّف مىفرماين :
پس در نتيجه بايد گفت :
انصاف اينست كه مراجعه نمودن بقول اهل لغت در مواردى كه شروط شهادت در لغوى نمىباشد محمول بر يكى از موارد ذيل است :
يا در مواردى است كه از قول لغوى علم بمستعمل فيه لفظ حاصل شده و به صرف اينكه يك نفر از اهل لغت يا بيش از يك نفر آن را نقل نمودند بهطورى اطمينان و يقين حاصل مىشود كه نزد شخص جزء مسلّمات نزد لغويين تلقّى مىگردد همانطورىكه مشابهش در فقه وجود دارد يعنى وقتى جماعتى مسئله فقهيهاى را ذكر نموده و حكمش را بيان كردند براى شخص قطع حاصل مىشود كه حكم مذكور از جمله حتميّات و امور مسلّمه در نزد فقهاء است و بديهى است كه در اين مورد نمىتوان بقول لغوى عمل نكرد بلكه بايد گفت در واقع عمل بقول لغوى نبوده و عمل برطبق علم و قطع مىباشد .
و يا در مواضعى است كه در آن بنا بر تسامح بوده و به ملاحظه اينكه شخص شرعا مكلّف به تحصيل علم به معناى لغوى نيست لاجرم بظنّ مستفاد از قول لغوى ترتيب اثر مىدهد نظير آنكه قصد شخص تفسير خطبه يا روايتى باشد كه به تكليف شرعى تعلّقى ندارد .
و يا در مقاماتى است كه طريق علم در آن مسدود بوده و از طرفى الزاما بايد