تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
و ظاهرا اين امر بينشان اجماعى است كه در مسئله تقويم قول خبره‌اى را حجّت دانسته‌اند كه عدالت و تعدّد در آن رعايت شده باشد . از تمام اين امور كه بگذريم و اغماض نمائيم مىگوئيم : بمجرّد مراجعه به قول اهل لغت نمىتوان معناى حقيقى لفظ را از مجازى تشخيص داد چنانچه خود مستدلّ در پاره‌اى از كلماتش به آن معترف است بنابراين رجوع بقول اهل لغت باعث تشخيص ظواهر نشده و وجهى براى حجّيّت كلامشان وجود ندارد . شرح مقصود حاصل استدلال قائلين باجماع اينست كه : بين علماء اجماع قولى و عملى بر آنست كه كلام اهل لغت حجّت است . امّا اجماع قولى : از كلام مرحوم سيّد و فاضل سبزوارى استفاده مىشود چه آنكه سيّد رجوع بقول اهل لغت را امرى متّفق عليه بين مسلمين دانسته و مرحوم سبزوارى آن را اجماعى عقلاء در تمام اعصار و ادوار دانسته‌اند . و امّا اجماع عملى : جاى ترديد نيست كه تمام علماء و اربابان دانش جهت استعلام موضوع الفاظ به كتب اهل لغت و مقاله ايشان مراجعه مىنمايند و اساسا كلام هر صاحب فنّى در فنّ مختصّ به او حجّت است و چون دانستن معانى الفاظ صرفا حرفه اهل لغت است لاجرم بايد كلامشان معتبر و حجّت باشد .

حاصل اشكال مرحوم مصنّف

حاصل اشكالى كه مرحوم مصنّف به اين استدلال مىنمايد دو امر است : 1 - قبول داريم كه اجماع قولى و عملى علماء بر رجوع بقول اهل لغت است منتهى بايد ديد كه اين امر از چه باب است ، آيا چون ايشان وصف لغوى دارند و خبره در اين فنّ هستند كلامشان مرجع مراجعات واقع شده يا از باب اينست كه كلام ايشان از باب شهادت است اگر بتوان از اجماع مذكور وجه اوّل را كشف كرد مطلوب ثابت است و حال آنكه اثبات آن بسى مشكل است و با اين مقدار از استدلال و تقرير نتوان آن را اثبات كرد بنابراين مىگوئيم :