مقصود از استصحاب حكم عام و مطلق ، استصحاب عدم مخصّص و عدم مقيّد مىباشد چه آنكه عدم ورود اين دو زمانى قطعى و مسلّم بوده ازاينرو در وقت شكّ همان را استصحاب مىكنيم و لازمه آن باقى بودن حكم عام يا حكم مطلق مىباشد .
قوله : الاستشهاد به : ضمير در « به » به كلام بعض الاخباريين راجع است .
متن : و ربّما فصّل بعض المعاصرين تفصيلا يرجع حاصله الى انّ الكلام ان كان مقرونا به حال او مقال يصلح ان يكون صارفا عن المعنى الحقيقى ، فلا يتمسّك فيه باصالة الحقيقة .
و ان كان الشّكّ فى اصل وجود الصّارف او كان امر منفصل يصلح لكونه صارفا فيعمل على اصالة الحقيقة .
ترجمه :
تفصيل مرحوم شيخ محمّد تقى
چهبسا برخى از معاصرين كه مقصود صاحب حاشيه بر معالم موسوم به « هداية المسترشدين » يعنى شيخ اجلّ محقّق بارع شيخ محمّد تقى نجفى باشد تفصيلى در اين مقام قائل شده كه حاصل فرمودهاش اينست :
كلام اگر مقرون به قرينه حاليه يا مقاليّهاى باشد كه صلاحيّت صرف نمودن از معناى حقيقى در آنها به چشم بخورد در چنين موردى نمىتوان باصالة الحقيقه تمسّك نمود و به ظاهر كلام عمل كرد پس ظاهر در چنين موضعى حجّت نمىباشد .
و اگر وجود چنين قرينهاى مشكوك بوده يا امرى منفصل از كلام وجودش محرز باشد و صلاحيّت جهت قرينيّت براى رفع يد از ظاهر كلام در آن باشد در اين دو مورد باصالة الحقيقه تمسّك شده و ظواهر كلام در همچون مواضعى حجّت هستند .
شرح مقصود
حاصل فرموده صاحب حاشيه تفصيل بين شكّ در وجود صارف و شكّ در صارفيّت موجود است كه در صورت اوّل اصل مزبور جارى و در صورت دوّم جارى نمىشود .