تبصره
مخفى نماند در صورتى عمل علماء صحيح و با گفتار ما تنافى ندارد كه ادلّه حجّيّت خبر واحد از حيث سند موردى را كه خبر با شهرت مخالف است شامل نشود يعنى بگوئيم :
ادلّه حجّيّت خبر واحد از قبيل آيه نباء و آيه سؤال و ديگر آيات و همچنين سيره و امثال آن خبرى را از حيث صدور حجّت قرار مىدهند كه با شهرت مخالفت نداشته باشد ازاينرو خبر مخالف با مشهور حجّت نبوده و نفس شهرت كافى در طرح يا توقّف در عمل به آن مىباشد فلذا مىبينيم كه احدى از علماء در عمل كردن بظواهر آيات قرآنى يا سنّت متواتره شهرت را مانع قرار نداده و اساسا كوچكترين اعتنائى به شهرت ندارند زيرا سند و صدور آيات و سنن متواتره قطعى است .
نتيجه
نتيجه كلام آنكه تأمّل علماء در خبر مخالف با مشهور صرفا در جائى است كه شهرت با نفس خبر يعنى با صدور آن تعارض داشته باشد نه در موردى كه با عموم يا اطلاق آن معارض بوده چه آنكه هيچيك از ارباب دانش در عموم خبرى كه شهرت بر تخصيص آنست درنگ و توقّف ننموده و بدون اعتناء به شهرت بعموم خبر عمل مىكنند .
شرح مقصود
قوله : و هو كون الكلام الخ : ضمير « هو » به ظهور عرفى راجع است .
قوله : فلا فرق بين افادته الظّنّ : ضمير در « افادته » به كلام راجعست .
قوله : و عدمها : يعنى و عدم الافادة .
قوله : على خلافه : يعنى على خلاف الظنّ العرفى .
قوله : و عدمه : يعنى و عدم وجود الظّنّ الغير المعتبر .
قوله : على العمل بها : يعنى عمل بظهورات الالفاظ .
قوله : و ما ربّما يظهر الخ : كلمه « ماء موصوله » مبتداء و خبرش « فليس من جهة الخ » مىباشد .