تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
حجّت بودن ظواهر كتاب از باب ظنّ خاصّ مبتنى بر اين است كه خطاب شامل غائبين نيز بشود كلام متين و صحيحى نيست زيرا ظنّ خاصّ اگر از مشافه‌اى كه ناشى از ظنّ حاصل از عدم غفلت و خطا است پديد آمده اين ظنّ هرگز براى غائبين حاصل نمىشود زيرا اصل مزبور در حقّ ايشان جارى نيست اگرچه خطاب را شامل ايشان بدانيم . و اگر ظنّ مزبور از اصالة عدم القرينه حاصل مىشود بايد گفت اين اصل در حق غائبين جارى بوده و لو خطاب شامل ايشان نباشد . و بهر تقدير ابتنائى كه ذكر شد بىپايه و اساس مىباشد . شرح مقصود خلاصه كلام و حاصل فرموده مصنّف چنين است : اينكه مرحوم ميرزاى قمى در حجّت بودن اصالة الحقيقه و اصالة عدم القرينه بين مخاطب يعنى مقصود بالافهام و بين غيرش فرق گذارد و حجّيّت اين دو اصل را فقط نسبت بمخاطب امضاء فرمود نه غير آن با سيره و اجماع عملى فقهاء مخالفت و تباين دارد چه آنكه ايشان اين دو اصل را هم در حق مخاطب جارى دانسته و هم نسبت به غير مخاطب . و از اين گذشته توجيهى كه براى كلام محقّق قمى ذكر نموديم چونكه مبتنى بر فرق ذيل مىباشد داراى تالى فاسدى است كه نمىتوان به آن ملتزم شد : امّا فرق مزبور اينست كه : لازمه توجيه آنست كه بين اصالة عدم الغفلة و مطلق اصالة عدم القرينه فرق باشد يعنى اصالة عدم القرينة را هركسى بتواند جارى بنمايد و پس از اجراء مفيد ظنّ مطلق باشد ولى اصالة عدم الغفلة صرفا در حق مخاطبى جارى است كه مقصود بالافهام بوده و پس از اجراء براى وى ظنّ خاصّ بياورد . و امّا تالى فاسد اين فرق : تالى فاسدى كه بر اين فرق مترتّب است آنكه ظواهر قرآن نسبت بغائبين از ظهورات و كسانى كه در وقت نزول قرآن شريف حاضر نبودند به ملاحظه اينكه در حقّ ايشان اصالة عدم الغفلة جارى نمىباشد لاجرم نبايد از باب ظنّ خاصّ حجّت
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 298 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى