ترجمه :
استدلال ديگر در ردّ تفصيل محقّق قمى ( ره )
مرحوم مصنّف مىفرماين :
از جمله امورى كه مىتوان با آن استدلال بر عليه تفصيل ياد شده نمود و آن را بدينوسيله ردّ كرد اينست كه بگوئيم :
علاوه بر آنچه قبلا در ردّ تفصيل ياد شده آورده و گفتيم ادلّه حجّيّت ظواهر يعنى اجماع علماء و اتّفاق اهل لسان بطور مشترك ظواهر را در حق مخاطب و غير مخاطب حجّت مىدانند اخبارى است كه مضمون آنها بطور تواتر معنوى ثابت شده و اين مضمون آنست كه مكلّفين مأمورند به قرآن رجوع نموده و اخبار مرويّه را بر اين كتاب آسمانى عرضه بدارند و هر خبرى كه با آن موافق بوده اخذ و آنچه با قرآن مخالف است طرح و ردّ نمايند مسلّما بايد گفت ظواهر اين اخبار متواتره قطعا براى كسانى كه بخطاب شفاهى مخاطب به آنها قرار گرفتهاند حجّت است يعنى وظيفه اين دسته از مكلّفين مراجعه به قرآن و عرضه داشتن اخبار به آن است و چون غير مشافهين نيز با مشافهين مشتركند و ظواهر اخبار نسبت بهر دو حجّت است و تفصيل مزبور بين مشافه و غير آن تنها نسبت بظواهر قرآنى است لاجرم باستناد باخبار مزبور غير مشافهين نيز مأمور برجوع به قرآن و عرضه داشتن اخبار به آن مىباشند و اين امر خود در اثبات مطلوب ما كافى است چون تا ظواهر قرآنى حجّت نباشد معنا ندارد كه آن را بتوان ملاك و مناط صحّت و فساد اخبار قرار داد .
شرح مقصود
حاصل اين عبارات اينست كه :
در اخبار كثيرهاى كه از ناحيه حضرات ائمّه طاهرين سلام اللّه عليهم اجمعين وارد شده مضمونى به چشم مىخورد كه معنا متواتر است و آن اينست كه :
در اين اخبار مكلّفين به مراجعه به قرآن و عرضه داشتن اخبار به آن موظّف شدهاند و لازمه اين معنا حجّت بودن ظواهر قرآن است و چون در ظواهر اخبار تفصيلى داده نشده و همواره آنها را بطور مطلق حجّت قرار دادهاند لاجرم مشافهين و