و امّا كسانى كه به واسطه كلام و خطاب تفهيم آنها قصد نشده همچون ما نسبت به اخبار ائمّه هدى عليهم السّلام ، زيرا اينگونه خطابات صادره از ذوات مقدّسه نوعا و غالبا در مقام جواب از سؤال و پرسشهائى است كه سائلين از ايشان نموده و حضرات نيز آنها را مورد تفهيم قرار دادهاند .
و نيز مانند ما نسبت به قرآن عزيز .
بنا بر اينكه خطابات آن بما متوجّه نشده و از باب كتب تصنيف يا تأليف شده نباشند ، و بهر تقدير خطابات و ظواهر نسبت به اين گونه افراد از باب ظنّ خاصّ حجّت نبوده مگر آنكه بگوئيم صرفا از باب ظنّ مطلق حجّت هستند و حجّيّت اين ظنّ نيز فقط در وقتى است كه باب علم و علمى منسدّ بوده ولى با انفتاح آن مسلوب الحجّيّة مىباشند .
شرح مقصود
حاصل فرموده مرحوم ميرزاى قمى در اين تفصيل آنست كه :
خطابات و ظواهر الفاظ بر دو گونهاند :
1 - خطاباتى كه متكلّم در طىّ القاء آنها قصد تفهيم افرادى را دارد .
2 - خطابات و عباراتى كه چنين نمىباشند .
امّا قسم اوّل : نيز خود بر دو نحوه است :
الف : افرادى كه تفهيم آنها مقصود است مخاطب بكلام قرار مىگيرند همچون خطابات شفاهى .
ب : افراد مزبور مورد خطاب نبوده و فقط متكلّم ارادهاش تفهيم آنها باشد مانند تمام كسانى كه كتب مصنّفين يا مؤلّفين را مطالعه مىكنند .
و بهر تقدير بايد گفت ظواهر الفاظ در هر دو صورت براى مقصودين و اشخاصى كه متكلّم قصدش فهماندن آنها است حجّت مىباشد .
امّا قسم دوّم : يعنى خطاباتى كه متكلّم در القاء آنها قصد تفهيم افرادى را نداشته باشد .
نظير دو مثال ذيل :
الف : اخبار صادر از ائمّه عليهم السّلام نسبت بما ، زيرا اين ظواهر به ملاحظه
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 275
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٧٥