تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
اينست كه : آيات ناهيه از عمل به غير علم مطلق عمل بظنّ را شامل شده و در آن فرقى نيست كه ظنّ مستند بظواهر آيات قرآنى بوده يا از غير آنها استفاده شده باشد منتهى اين آيات شامل خود نمىشوند و جهتش آنست كه : وجود مدلول هميشه بايد قبل از وجود دليل باشد تا دلالت در خارج تحقّق يابد چه آنكه دليل كاشف است از وجود مدلول و پرواضح است كه كاشف بعنوان كاشفيّت از مكشوف بعنوان مكشوفيّت بايد متأخّر باشد ازاين‌رو هيچ‌گاه ادلّه شامل نفس خود نمىشوند يعنى لفظ آنها از شمول قاصر و كوتاه است و به عبارت ديگر : دلالت دليل از باب دلالت لفظى معقول نيست كه شامل خود نيز بشود ، لذا مىگوئيم آيات ناهيه اگرچه دليل بر عدم جواز عمل بظنّ بوده و عمل بظنّ مدلول آن مىباشد و يكى از مصاديق عمل بظنّ عمل بنفس آيات ناهيه است ، ولى در عين حال الفاظ اين آيات بعنوان دليل خود را نمىتواند شامل شده و بدين‌وسيله نفس الفاظ هم دليل بوده و هم مدلول و همين قصور دلالى باعث شده كه بگوئيم : آيات ناهيه شامل خود نشده و اشكال استحاله بدين ترتيب دفع مىگردد . قوله : قد يتوهّم انّ وجوب العمل الخ : متوهّم چنانچه گفته شد مرحوم ميرزاى قمى مىباشد . قوله : لعدم جواز العمل بظاهره : يعنى ظاهر كتاب . قوله : عن العمل بالظّنّ مطلقا : مقصود از مطلقا همان تفسيرى است كه مرحوم مصنّف بعدا نموده و فرموده « حتّى ظواهر الكتاب » . قوله : و فيه انّ فرض وجود الخ : ضمير در « فيه » به توهّم مزبور راجع بوده و كلمه « انّ » بفتح همزه بايد قرائت شده و « فرض » اسم آن و « موجب » خبر آن مىباشد . و اين عبارت اشاره است به دليل اوّلى كه مرحوم مصنّف بر عليه محقّق قمى ( ره ) اقامه فرموده . قوله : مع انّ ظواهر الآيات الخ : اين عبارت اشاره است به دليل دوّم مصنّف بر تضعيف كلام قمى ( ره ) . قوله : الّا ان يقال انّها لا تشمل انفسها : ضمير در « انّها » و « انفسها » به آيات ناهيه راجع است .