و در نتيجه تالى فاسدى كه پيش مىآيد آنست كه :
از عمل بظواهر قرآن لازم مىآيد ترك ظواهر قرآنى و اين امر به ملاحظه اينكه مستلزم محال است موجب آن شده كه بگوئيم :
اساسا ظواهر قرآن واجب العمل نيست به اين معنا كه حجّت نمىباشند .
جواب مصنّف ( ره ) از مقاله محقّق قمى ( ره )
حاصل فرموده مصنّف ( ره ) از « و فيه انّ فرض » تا « و بازاء هذا التّوهّم » اينست :
قبل از اينكه بظواهر آيات ناهيه از عمل به غير علم نظر بيندازيم لازم است نظر خويش را به اين امر معطوف داريم كه ادلّه قطعى و براهين جزمى بر حجّيّت ظواهر قرآن در دست است و پس از فراغت از اين امر و احراز آن مىگوئيم :
پرواضح است كه آيات ناهيه از عمل بظنّ آن ظنونى را شامل مىشود كه مستند به دليل قطعى و برهان جزمى نباشند و به عبارت ديگر :
اين آيات شامل ظنون خاصّه يعنى ظنونى كه دليل خاصّ بر اعتبار آنها قائم شده است نمىشود و بدين ترتيب محذور استحالهاى كه ادّعا شد دفع مىگردد .
دليل ديگر
دليل ديگر بر عدم صحّت مقاله مرحوم محقّق قمى اينست كه :
بفرض آيات ناهيه شامل ظواهر قرآنى نيز شده و از عمل به آنها نهى كند ، مىگوئيم : يكى از ظواهرى كه مفيد ظنّ بوده و به اين ملاحظه مورد نهى آيات ناهيه قرار گرفته نفس همين آيات ( يعنى آيات ناهيه ) مىباشد و چون شمول آيات ناهيه نسبت به خودشان مستلزم استحالهاى است كه ذكر شد لاجرم بايد بگوئيم :
اساسا آيات ناهيه از شمولشان نسبت بظواهر قرآنى قاصر مىباشند .
استدراك
مگر آنكه بگوئيم دليل دوّم بر عليه مرحوم قمى صحيح نيست و شرح آن