ادلّه قائلين بوقوع تحريف
اين قائلين به سه دليل متمسّك شدهاند كه اجمالا در ذيل نقل مىشود :
1 - اخبار معتبرهاى كه بطور صريح از وقوع تحريف در قرآن خبر داده و در آنها اين مطلب بوضوح بيان شده كه قرآن حضرت مولانا امير المؤمنين عليه السّلام كه واقع قرآن همان است نه آنكه ديگران جمع نمودهاند با تمام قرآنهاى جمع شده تفاوت دارد و مرحوم فيض در مقدّمه تفسير صافى اين اخبار را نقل نموده .
2 - اخبارى كه دلالت دارد بر اينكه قرآن ابىّ بن كعب با قرآن عبد اللّه بن مسعود متفاوت و متغاير است .
3 - اخبارى كه ادّعاى تواتر آنها شده دلالت دارند بر وقوع نقصان در قرآن شريف .
ادلّه قائلين بعدم وقوع تحريف
قائلين بعدم وقوع تحريف نيز به ادلّهاى متمسّك شدهاند كه در ذيل بطور اجمال آنها را مىآوريم :
1 - آيه شريفه :
إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ .
چه آنكه تحريف باطل است و نصّ اين آيه خبر از عدم وقوعش مىدهد .
2 - آيه شريفه :
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ .
و در شأن نزول اين آيه گفته شده :
حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از وقوع تبديل و تحريف در قرآن نسبت به عصر پس از خويش خيلى مهموم و مغموم بودند چنانچه در ساير كتب آسمانى و صحف انبياء واقع شد خداوند متعال جهت تسكين قلب مباركش اين آيه را نازل فرمود .
3 - اخبار كثير و فراوانى كه وارد شده و مضمونشان اينست كه قرائت همين قرآن موجود مشتمل بر ثواب و اجر بيشمارى است درحالىكه اگر در آن تحريف و تبديل مىبود نبايد قرائتش موجب حصول ثواب گردد .
4 - اخبارى كه ما را به عرضه داشتن اخبار بر قرآن امر فرموده و مناط و صدق خبر را تطابق با قرآن قرار داده و اين امر خود دلالت دارد كه در آن تحريف