يقينى نمىتوان به آنها عمل كرد .
جواب
جواب اين ادّعاء آنست كه اين ادّعاء موجب منهدم شدن و از بين رفتن اعترافى است كه خود سيّد صدر به آن اذعان داشت يعنى اصالة حجّيّت ظواهر .
زيرا مقتضاى اعتراف به چنين اصلى آنست كه عمل بظواهر حجّت هستند تا زمانى كه علم و قطع پيدا كنيم كه شارع مقدّس از آن نهى فرموده ولى قبل از احراز آن و مجرّد احتمال كافى در جواز رفع يد نمىباشد .
خلاصه كلام
خلاصه و مجمل كلام آنكه حق همان اعترافى است كه مرحوم سيّد صدر به آن اذعان نمود و فرمود :
اگر ما باشيم و ظواهر و به ادلّه خارجى نظر نيفكنيم به ظواهر كتاب بايد عمل نمائيم و به عبارت ديگر اصل اوّلى حجّيّت ظواهر است و مانع بايد منع و زجر از آن را اثبات كند .
تبصره
از آنچه ذكر شد اينطور بدست مىآيد كه مخالفت اخبارىها نسبت به حجّيّت ظواهر قرآن در آن وجهى كه ذكر نموده و گفتيم ظواهر الفاظ در كلماتى كه به منظور افاده و استفاده مطالب القاء شدهاند حجّت است نبوده و اساسا ايشان نيز اين امر را قبول دارند .
بنابراين آنچه را كه ايشان قبول نداشته و انكار مىكنند اينست كه خطابات قرآن مستقلّا مدار افاده و استفاده باشد و بدون ضميمه بتفسير اهل بيت عصمت و طهارت و اهل ذكر يعنى ائمّه طاهرين عليهم السّلام مفيد معنا قرار گيرند و به عبارت ديگر ايشان مىخواهند بگويند :
پس از اينكه در قرآن محكمات و متشابهات وجود داشت و هر ظاهرى را احتمال دهيم كه از محكمات يا متشابهات مىباشد در واقع اين احتمال و ترديد