تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
و اساسا چون اصل در هر كلامى كه القاء مىشود و با آن مخاطب را مورد خطاب قرار مىدهند به همين منظور و داعى است ازاين‌رو مطلق ظواهر بايد حجّت باشد . شرح مقصود حاصل فرموده مصنّف ( ره ) در اين عبارات آنست كه : بعبارات مرحوم سيّد صدر اشكالات و اعتراضات بسيارى وارد بوده و چند مورد از كلامش جاى مناقشه و ايراد است و از بين تمام اين اشكالات خصوص اشكال ذيل را فعلا متعرّض مىشويم : ايشان در يكى از فقرات عباراتش فرمود : در خصوص ظواهر اخبار ما قائل هستيم كه به آنها مىتوان عمل نمود و اين ظواهر حجّت مىباشند و دليل برآن اجماع عملى يعنى سيره اصحاب ائمّه هدى عليهم السّلام است به‌طورىكه اگر اين دليل نسبت بظواهر اخبار قائم نمىبود اين ظواهر را نيز همچون ظواهر قرآن كنار مىگذارديم و به آنها عمل نمىكرديم . اعتراضى كه به اين مقاله هست آنكه سيره اصحاب و عمل ايشان بظواهر اخبار بر اساس اصلى استوار است كه اين اصل در تمام ظواهر از جمله ظواهر قرآن نيز جارى است . و آن اينست كه : هر كلامى كه به منظور افاده و استفاده القاء شده باشد ظاهرش حجّت است و مخاطب مىتواند به آن استدلال و احتجاج كند چه ظواهر اخبار بوده و چه ظواهر قرآن و چه غير اين دو پس در خصوص ظواهر اخبار دليل اختصاصى قائم نشده كه صرفا و بطور انحصار آنها را حجّت دانست و بقيّه را مطرود و غير قابل استناد قرار داد . قوله : و فيه مواقع للنّظر : مرحوم مولانا در حاشيه سه مورد از اين موارد را به اين شرح ذكر فرموده : 1 - اينكه قرآن و ظواهر آن را از مصاديق اصطلاحى متشابهات قرار داد . 2 - استدلال بر منع از عمل بظواهر به اخبار ناهيه از تفسير . 3 - ادّعاء اين امر كه ظواهر قرآن تحت اصالة حرمة عمل بالظّنّ باقى هستند .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 242 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى